سال نو؛ فصلی تازه برای دختران سرزمینم

سال نو، فرصتی برای ادامه دادن و شروع سالی دیگر با برنامه‌های دقیق‌تر است. دختران کشورم، در تاریکی ظلمت و جهالت، به جستجوی ستاره‌های امید بیرون می‌شوند. دیگر برای محدودیت‌ها نمی‌گریستند و به‌جایش سال جدید را با مشخص کردن اهداف یک‌ساله و پلان‌های دقیق شروع می‌کنند. انگار این دختران سال جدیدشان را با شادی و قدردانی از داشته‌های خود جشن می‌گیرند.

ولی امسال، رویای من در پهلوی دیگر دختران شجاع افغانستان تازه شده و جان گرفته است. دیگر با وزیدن طوفان، سست و نابود نمی‌شوم، بلکه آن را عامل موفقیت و پختگی خود می‌دانم.

من به دفترچه‌ی زندگی خود با دقت و مشتاقانه نگاه می‌کنم. اهداف کوتاه‌مدت و درازمدت برای خود تعیین می‌کنم، استراتژی و تاکتیک‌های دقیق‌تری برای خود خلق می‌کنم. امسال دیگر از ناامیدی و غصه حرفی به میان نمی‌آورم و به‌جای آن از انگیزه و موفقیت‌ها صحبت می‌کنم.

برای سال جدیدم، برنامه‌هایم را خیلی منظم چیده‌ام: اول، زبان انگلیسی برایم مهم‌ترین بخش است که باید به‌عنوان زبان دوم قبول کرده و یاد بگیرم.

دوم، تدریس، پرمعناترین تجربه‌ی زندگی من است. می‌خواهم هرچه بهتر شیوه‌های تدریس را بیاموزم تا به شاگردانم به بهترین صورت درس بدهم.

سوم، نوشتن، یکی از سرگرمی‌ها و هنری زیباست تا صدای خفه‌شده‌ی خودم را به گوش دیگران برسانم، از رویای خواهرانم سخن بگویم، راوی باشم و از داستان‌ها و دردهای زنان و دختران مملکت خود بنویسم تا حرف‌های‌شان به گوش جهانیان برسد. آری، امسال گام‌های بزرگی به‌سوی نویسنده شدن برمی‌دارم و همانند گذشته می‌نویسم.

چهارم، یادگیری کامپیوتر!

آری، امسال نتوانستم به دانشگاه بروم و در بین گل‌های رنگارنگ دانشگاه قدم بزنم و به خود بگویم: «دیانا، با تلاش دوازده‌ساله، آخر توانستی به رویایت برسی، به دانشگاه کابل بروی و طب بخوانی. مادر و پدرت را به رویای‌شان رساندی؛ آن‌ها می‌خواستند دخترشان را به لباس داکتری ببینند.» بازم هم من پلان‌های ساده و امیدوارکننده‌ی خودم را دارم. شاید موانع مرا ناراحت بسازد؛ ولی هرگز باعث متوقف شدن من نمی‌شود. شاید طوفان خشمگین روزگار، تنها مرا از رویایم باز نداشته، بلکه رویا و زندگی دختران این مملکت را همچنان به بازی گرفته است.

من باز هم شکر می‌کنم که توانستم درک و اراده‌ای مملو از تدبیر داشته باشم که حتی در تاریکی شب و ناامیدی، باز هم مسیرم را روشن بسازد. با هدف‌های کوچک و ساده، ولی با تجربیات تدریس خود، توانستم امید و ایمان زیبایی را برای خودم خلق کنم؛ اما مسیرشان را همچنان با ایمان راسخ و اراده‌ای محکم ادامه می‌دهم.

من برای دختران دیار خود، در این سال جدید، لبخند، شادی و قلبی که مملو از نور امید باشد، می‌خواهم.

سال جدید، همچون کاغذی سفید می‌ماند که زیبا و پرمعنا کردنش یا بی‌جا نوشتنش مربوط به خودماست. این سال، برای نوشتن تقدیر و سرنوشت‌ ما، به قلمی از جنس امید، ایمان، اراده و رویا نیاز داریم تا بر دفترچه‌ی زندگی‌ خود، یک‌سال زیبا و مملو از دستاورد بنویسیم و با عشق و علاقه به برنامه‌های‌ خود تداوم ببخشیم.

در این آغاز سال جدید، باید این موضوع را بدانیم که نویسنده‌ی سرنوشت و تقدیر زندگی، خود ما هستیم و می‌توانیم برای یک سال خود، با امید، ایمان و هدف مشخص، برنامه‌ریزی کنیم و با قاطعیت از مسیرهای پرپیچ‌وخم و گاه‌گاهی از جاده‌های شکست عبور کنیم

در صفحه‌ای از دفترچه‌ی خود، به مهارت‌های‌ خود توجه کنیم و برای تقویت آن‌ها از برنامه‌های دقیق استفاده کنیم. سایه‌های ترس، دل‌نگرانی و ناله‌های بی‌معنا را نیز در گوشه‌ای از دفترچه بنویسیم و با تاکتیک‌های دقیق و ساده، ضعف‌های‌ خود را به قوت و قدرت تبدیل کنیم و آن را همچون سکوی پرش به‌سوی موفقیت بسازیم؛ چون پلی عمل کند و ما را از زمستان سرد به سمت بهار رویاهای‌ ما عبور دهد.

آری، همه‌چیز به خود ما وابسته است. هدف‌های اصلی و فرعی داشته باشیم و همچون ققنوس برخاسته از خاکستر باشیم؛ در اوج سختی‌ها، باز هم با بهانه‌های مختلف از خود حرف بزنیم و بنویسیم.

بیایید ما دختران افغانستان، سرنوشت‌ خود را با دقت و مشتاقانه بنویسیم. بازیگرِ بازی بی‌پایان روزگار خود باشیم و به خواست خود، لحظه‌ای ناب را در زندگی خلق کنیم.

حرف‌ها و رویاهای‌ خود را در دل قلم و نوشتن زنده نگه داریم. اگر دروازه‌های مکتب‌ها را به روی ما بسته‌اند، بیایید برنامه‌ها و اهداف‌ خود را بدون مکتب ادامه دهیم و این موضوع را فقط به خاطر بسپاریم که مکتب، پیش‌زمینه‌ی دانشگاه و سطحی از آگاهی است.

اما اگر عمیق فکر کنیم، همه‌ی آن برای رسیدن به رویاهای‌ ماست؛ خانه‌ی خود را به مکتب تبدیل کنیم.

روزهای آغازین سال جدید، زمانی برای اندیشیدن و نوشتن درباره‌ی پلان‌های یک‌ساله‌ی ماست، نه فکر کردن به مشکلات چندین سال قبل. پس بیایید به خود قول بدهیم که برای آینده‌ی روشن‌تر تلاش و پشتکار داشته باشیم و مرزهای محدودیت را بشکنیم.

نقش‌های رنگارنگ امید را در دفترچه‌ی نقاشی‌ خود خلق کنیم. آغاز سال جدید، در حقیقت فرصتی است که با خود خلوت کنیم، از ضعف‌های‌ خود باخبر شویم، قدرت و توانایی‌های‌ خود را نادیده نگیریم و با اراده‌تر و با تدبیرتر از قبل به مسیر پرپیچ‌وخم خویش ادامه دهیم.

به امید یک سال بهتر و خوشی‌های زیباتر…

دیدگاه‌ها (1)

محمد سازش
حمل ۵, ۱۴۰۵ | ۱:۵۹ ب٫ظ

متن زیبا و در خور ستایش و تأمل بود
این خود نقشه راه و برنامه برای دختران کشورم است

0 پاسخ

ارسال دیدگاه

10000