با اتکا به خودم، گامی به سوی قدرتمند شدن برمیدارم زندگی در افغانستان یعنی داشتن روزهایی مملو از مشکلات است. یک دختر در افغانستان باید… فوریه 10, 2026 146
من اگر پسر میبودم… در جغرافیای امروز ما، حقوق و جایگاه مردان بسیار بالاتر از زنان شمرده میشود؛ مردانی… آگوست 26, 2026 146
میان کابل و تهران؛ وقتی پدر اخراج میشود و خانواده پشت مرز میماند صبح زود، احمدعلی و همکارانش در کارخانهی تولید روغن در تهران از خواب برخاستند تا… جولای 13, 2026 146
من حق ندارم به رویاهایم خیانت کنم گاهی صدایم در سینهام حبس میشود و زمان برای لحظهای میایستد. درست همانوقتی که فکر… می 19, 2026 146
در آغوش کتاب در یک روز گرم و آفتابی، در خانه نشسته بودم و مشغول خواندن کتابی بودم؛… سپتامبر 8, 2026 146
امید کوچک پس از سه سال درد کشیدن در سکوت سنگین شب، زیر نور کمجان ماه و در گوشهای از این جهان خسته… ژوئن 14, 2026 146
بعد از سقوط؛ قلم وسیلهی مبارزهی من شد به تقویم نگاه میکنم؛ ماه اگست است. ناخودآگاه تنم میلرزد. از میان همه روزهای این… فوریه 16, 2026 146
یادی از جنبش روشنایی؛ انفجاری که خوشی ما را گرفت رخصتی تابستانی بود؛ هوا گرم و آزاردهنده. در خانهی پدرکلان جمع شده بودیم. همهی دختران… فوریه 18, 2026 146
امسال ولنتاین را متفاوت جشن گرفتم صبح، زودتر از همیشه بیدار شدم، انگار که روزی خاص در پیش باشد. هوا هنوز… مارس 2, 2026 146
دردِ پشت لبخندهای ما بعضی وقتها وقتی به چهرهی آدمها نگاه میکنیم، فقط لبخندشان را میبینیم و فکر میکنیم… می 21, 2026 146
آیا دوباره همان آدمهای قبلی میشویم؟ روزی اگر افغانستان دوباره آزاد شود، باز هم نمیدانم که روح زخمیِ ما آزاد میشود… ژوئن 8, 2026 146
دختر خالهام میخواهد در صنف ششم ناکام شود! زندگی هم عجیب است. گاهی آنقدر بالا هستی که فکر میکنی دیگر هیچوقت زمین نخواهی… ژوئن 15, 2026 146