بحران آب و آینده‌ی برچی؛ زندگی در شهری که هر سال تشنه‌تر می‌شود

بخش بزرگی از زندگی در کابل، شب‌هایی‌ست که مردم برای یک بشکه آب بیدار می‌مانند.  کابل سال‌هاست که با بحران آب دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در غرب کابل و به ویژه در دشت برچی، «بی‌آبی» دیگر فقط یک مشکل خدمات شهری نیست، بلکه به بخشی از اضطراب و زندگی روزمره‌ی مردم تبدیل شده است. در بسیاری از کوچه‌های برچی، تابستان فقط فصل گرما نیست، بلکه فصل بشکه، صف‌های طولانی، بی‌خوابی، انتظار و نگرانی برای پیدا کردن چند لیتر آب است.

در سال‌های گذشته، بارها تصویر زنان، مردان و کودکانی منتشر شد که نیمه‌های شب با بشکه و کراچی در کنار مسجدها، چاه‌ها و تانکرها منتظر ایستاده‌اند تا شاید نوبت‌شان برسد و اندکی آب برای نوشیدن، شستن ظرف‌ها و یا حمام‌کردن داشته باشند. بسیاری از خانواده‌ها در غرب کابل، سال‌هاست که زندگی‌شان را با بحران آب تنظیم می‌کنند؛ ساعت خواب، شستن لباس، حمام‌رفتن، آشپزی و حتا مهمانی‌رفتن، همه وابسته به این است که «آب می‌آید یا نه».

گزارش‌های منتشرشده در سال‌های اخیر نیز نشان می‌دهند که سطح آب‌های زیرزمینی کابل به‌گونه‌ی بی‌پیشینه‌ای پایین رفته و آب در آن‌جا بسیار کم و ناکافی شده است. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است مردم کابل، در سال‌های آینده با فاجعه‌ی واقعی کم‌آبی روبه‌رو شوند. کارشناسان دلیل این وضعیت را افزایش بی‌رویه‌ی نفوس، حفر هزاران چاه عمیق، خشک‌سالی، تغییرات اقلیمی و نبود مدیریت درست منبع‌های آبی می‌دانند.

تجربه‌ی شخصی؛ ما و بشکه‌های سرگردان

یک از مشکل‌های بسیار جدی مردم در غرب کابل و به ویژه «برچی» نبود آب کافی است و این مشکل از ده سال پیش به این سو، اندک‌اندک گسترش پیدا کرد و از سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ به این سو به اوج خود رسید. بسیاری از مردم در بخش‌هایی چون «ریگریشن»، «پل خشک»، «دوغ‌آباد»، «سرک معرفت»، «قلعه‌ی نو» و «بیست‌متره» شب‌ها مجبور شدند که در صف‌های طولانی برای دریافت یک بشکه آب از چاه یا تانکر، بایستند.

خانواده‌ی ما در سال ۱۳۹۸، در سرک معرفت زندگی می‌کرد. در فصل تابستان تانکری که ما و همسایه‌ها از آبش استفاده می‌کردیم خالی شد و چاه منبع آن دیگر آبی برای استخراج نداشت. بیشتر از دو ماه کار ما با بشکه و کراچی بود. ساعت سه – چهار صبح از خواب بلند می‌شدیم، چند بشکه را می‌گرفتیم و می‌رفتیم که از چاه یک مسجد در چند کوچه آن‌سوتر آب بیاوریم. این کار خیلی دشوار بود و گاهی می‌شد که چاه مسجد هم آب کافی برای ده‌ها نفر در یک صف طولانی نداشت و آبش به زودی ته می‌کشید و دیگر به آسانی در ته‌ی چاه آب جمع نمی‌شد که بشکه‌های باقی‌مانده را پر می‌کرد. همزمان در بخش‌های دیگر برچی نیز همان وضعیت جریان داشت.

در سال ۱۴۰۰ که در جای دیگری کوچ کردیم، در تابستان مشکل «خشک‌آبی» را تجربه کردیم. صاحب خانه یک تانکر روی بام گذاشته بود، شبانه همسایه‌ها به نوبت بیدار می‌ماندیم تا تانکر را پر کنیم. در بسیاری از شب‌های گرم تابستان، آب کافی از شیر نمی‌آمد که تانکر ساختمان پر می‌شد.

بی‌آبی در هر فصلی که باشد خیلی سخت است؛ اما در تابستان گرما، تشنگی، گرد و خاک و محیط آلوده و عرق، همزمان به یک دغدغه‌ی روزمره تبدیل می‌شود. تو که آب نداشته باشی هر دم نفست گیر می‌کند و از زندگی در کابل بی‌آب بیزار می‌شوی.

طالبان آمدند و ما از افغانستان فرار کردیم، در جایی که در این سال‌ها زندگی می‌کنیم، آب فراوان است؛ اما دیدن بشکه‌ها در صف آب در دشت برچی و شنیدن مشکل «بی‌آبی» از زبان دوستان و آشنایان هنوز هم به لحاظ ذهنی باعث می‌شود که به آن مشکل حاد فکر کنیم.

آینده‌ی مردم کابل و به ویژه مردم غرب کابل، در صورت جدی‌ترشدن مشکل «خشک‌سالی» و «بی‌آبی» چه خواهد شد؟

این پرسش هم‌چنان در ذهن همه‌ی کسانی که در همین روزها در کابل زندگی می‌کنند، بی‌پاسخ است.

بی‌آبی، بی‌خوابی و انتظاری

شکریه و خانواده‌‌اش در منطقه‌ی «ریگریشن» در غرب کابل زندگی می‌کنند و همیشه از «بی‌آبی» رنج می‌برند و این مشکل سال‌هاست که تکرار می‌شود و هنوز هیچ راه‌حلی برای آن پیدا نشده است.

شکریه می‌گوید که در فصل گرما، بسیاری وقت‌ها، برای روزها و هفته‌ها نمی‌توانند لباس‌شویی کنند، شب‌ها بیداری می‌کشند که شاید از شیر آب بیاید و یکی دو بشکه را برای فردا پر کنند؛ اما آب نمی‌آید. چاه‌ها هم آب کافی ندارد:

«عمق چاه‌ها در ریگریشن به حدی پایین است که دیگر مردم از ناامیدی، کار نمی‌کنند که عمیق‌تر شود. در تمام خانه‌ها چاه کنده شده است و امروز دیگر هر چاه آب، یک چاه معمولی نیست، بلکه چاه عمیق است؛ اما آب ندارد.»

شکریه و همسایه‌هایش در سال‌های گذشته پشت هر دروازه، پیش هر مسجد و کنار هر تانکر انتظار کشیده‌اند تا آب اندکی برای نوشیدن داشته باشند و امسال که نسبت به سال‌های پیش باران بیشتر باریده است، باز هم مشکل آب سر جای خود است و هیچ چیزی تغییر نکرده است. نه سطح آب بالا آمده که چاه‌ها آب کافی داشته باشند و نه کدام راه‌حل دیگری پیدا شده که مردم از نگرانی و انتظار بیرون شوند.

«امسال که باران خیلی زیاد بارید؛ اما برای خشک‌سالی‌های کابل کافی نیست. سطح آب خیلی پایین رفته است و به آسانی بالا نمی‌آید. شرکت‌های آب‌رسانی هم هر سال از مردم پول جمع کرده که چاه‌های خود را عمیق‌تر کنند و مشکل مردم برطرف شود؛ اما نشده است. امسال هم شب‌ها منتظر می‌مانیم که از شیر آب بیاید تا برای روز بعد آب بگیریم که گاهی آب نمی‌آید. بسیاری وقت‌ها شده که لباس‌های خود را شسته نمی‌توانیم و گاهی حتا ظرف‌های ما هم تا ۲۴ ساعت ناشسته می‌ماند.»

حکیم در کوه چهل‌‌دختران زندگی می‌کند. او می‌گوید که در تابستان سال گذشته بیشتر از یک ماه آب نداشت و خانواده‌اش خیلی روزهای سختی تجربه کردند. آن‌ها مهمان هم داشتند. یک خانواده از نزدیکان شان از ایران ردمرز شده بودند و در کابل نتوانستند که برای خود خانه پیدا کنند. آن خانواده‌ی مهاجر نزدیک به سه ماه در خانه‌‌ی حکیم زندگی می‌کردند.

«ما هم مهمان داشتیم و هم خود ما هفت نفر در یک خانه‌ هستیم. برای دو خانواده آب نداشتیم و این مشکل بیشتر از یک ماه طول کشید. در آن مدت از هر خانه و از هر مسجد آب طلب می‌‌کردیم و با بشکه به خانه می‌آوردیم که گاهی برای شستن ظرف‌ها هم کافی نبود.»

حکیم می‌گوید، وقتی آب کافی نداشته‌ باشی زندگی روزمره با آن که خیلی دشوار می‌شود، به لحاظ احساسی بسیار چندش‌آور و آزاردهنده هم می‌شود و به لحاظ سلامتی، مریضی‌ها افزایش می‌یابد:

«وقتی آب نباشد، زندگی ملال‌آور می‌شود و حتا رفتن تا سرویس بهداشتی چندش‌آور است. بهداشت و نظافت رعایت نمی‌شود و این باعث می‌شود که هم مریض شوی و هم در بدترین روزهای گرم کابل عذاب بکشی.»

بحران آب در کابل فقط به تشنگی ختم نمی‌شود. کمبود آب، بهداشت، سلامت روان، روابط اجتماعی، آموزش و حتا کرامت انسانی را زیر تأثیر قرار می‌دهد. وقتی خانواده‌ای نتواند لباس‌هایش را بشوید، حمام برود یا آب کافی برای کودکانش پیدا کند، زندگی به تدریج به میدان فرسایش روحی و روانی تبدیل می‌شود. در جا‌های فقیرتر غرب کابل، بسیاری خانواده‌ها مجبورند بخشی از درآمد اندک‌شان را صرف خرید تانکرهای کوچک کنند تا در آن آب ذخیره کنند که در تابستان آب‌های ذخیره‌شده در تانکرهای پلاستیکی بسیار زود آلود می‌شود.

کابل تشنه‌تر می‌شود

مهتاب و خانواده‌اش در اول زمستان سال ۱۴۰۴ از یک روستا در ولایت دایکندی، به کابل کوچ کردند. خانواده‌‌ی مهتاب در روستا هیچ‌گاهی با مشکل آب آشامیدنی و آبی برای زندگی روزمره روبه‌رو نشده بودند. او می‌گوید که در سال‌های اخیر آب کم شده بود و زمین‌های کشاورزی و باغ‌های مردم آب کافی نداشت؛ اما تا این حد که در کابل گاهی محتاج یک بشکه آب می‌شوی که ظرف‌هایت را بشویی «بی‌آبی» نبود:

«در دایکندی هم خشک‌سالی بود. باغ و کشت‌وکار مردم در سال‌های اخیر آب کافی نداشت؛ اما در کابل هنوز تابستان نشده، آب شیر قطع می‌شود و گاهی تا بیشتر از نصف روز آب نداریم.»

تجربه‌‌ی مهتاب از شش ماه زندگی در کابل، او و خانواده‌اش را نگران کرده است. آن‌ها گاهی فکر می‌کنند که نباید از روستای کوچک خود در دایکندی به این روستای بزرگ و بی‌نقشه «کابل» که آب آشامیدنی کافی برای باشندگانش ندارد کوچ می‌کردند:

«وقتی امروز می‌بینیم که در این‌جا آب نیست و در ماه‌های آینده که گرم‌تر می‌شود، این مشکل جدی‌تر خواهد شد، از آمدن به کابل پشیمان می‌شویم. ببینیم که چه خواهد شد. ما برای این به کابل آمدیم که در این‌جا بچه‌های ما بتوانند درس بخوانند. در آن‌جا کورس انگلیسی نبود.»

یک از مشکل‌های جدی در غرب کابل که روی پایین‌رفتن سطح آب خیلی تأثیرگذار بوده، شمار زیاد نفوس آن‌جاست. در بیشتر از دو دهه‌ی گذشته میلیون‌ها نفر از روستاها به کابل آمدند و دلیل اکثریت آن‌ها در کنار دلیل‌های دیگر، همین دلیلی‌ست که مهتاب مطرح می‌کند: در روستاها مرکزهای آموزشی «زبان» و «آمادگی کانکور» نیست.

کابل در حالی هر روز بزرگ‌تر و پرنفوس‌تر شده که زیرساخت‌های شهری و منبع‌های آبی آن بدون برنامه رها شده‌اند. هزاران خانه، مارکیت و شهرک ساخته شد؛ اما آب‌های زیرزمینی بی‌وقفه استخراج شدند، بدون آن‌که برنامه‌ی مووثری برای تغذیه‌ی دوباره‌ی سفره‌های آب، مدیریت مصرف یا انتقال آب از منبع‌های دیگر عملی شود. کارشناسان هشدار داده‌اند که اگر مدیریت آب به شکل جدی تغییر نکند، بحران کنونی می‌تواند در سال‌های آینده به یک فاجعه‌ی انسانی تبدیل شود.

بی‌آبی آینده‌ی مردم در کابل را تهدید می‌کند و این‌که راه‌حل این مشکل جدی چیست، هنوز کسی چیزی نمی‌داند.

شاید امروز  بتوان با بشکه، کراچی، تانکر و شب‌بیداری زندگی را ادامه داد؛ اما پرسش اصلی این است که اگر آب‌های زیرزمینی کابل بازهم پایین‌تر برود، اگر چاه‌های بیشتری خشک شود و اگر میلیون‌ها انسان همچنان بدون برنامه به این شهر بیایند، کابل چگونه زنده خواهد ماند؟

بسیاری از خانواده‌های غرب کابل، نگران بدتر شدن بحران آب برای سال‌های آینده هستند. آن‌ها از آینده‌ی شهری که آرام‌آرام تشنه‌تر می‌شود نگران هستند.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000