جهان چهار دوران مختلف را در خود دیده است: دوران اول عصر جهالت و ناآگاهی بود. دوران دوم، دورهی کشاورزی که اساس زندگی مردم را محصولات زراعتی استوار نگهمیداشت. دورهی سوم، زمان صنعت و تجارت که اکنون نیز بعضی کشورهای نسبتاً کمتوسعه یافته در این مرحله در حال تلاش برای رشد آن هستند؛ اما بسیاری از کشورها از این مراحل عبور کرده و به عصر تکنولوژی روی آوردهاند و کوشش بر این دارند تا دنیا را با هوش مصنوعی اداره کنند. متأسفانه کشور ما در آغازین صفحات تاریخ گیر مانده است و همانند مردم دورههای گذشته میاندیشد.
هنوز میان فرزندان تبعیض قایل میشوند، داشتن پسر را مایهی افتخار میدانند و برای داشتن دختر ناراحت میشوند و به دختران به چشم بار سنگینی بر دوششان مینگرند. آنها به این مساله توجه نمیکنند که دختر از منظر اسلام، هدیهای ویژه برای والدین است و این دختران هستند که صمیمیت و محبت را در خانه میگسترانند و فضای سرد خانه را به گرمیِ عشق مبدل میسازند. علت اساسی عدم پیشرفت کشور ما نیز همین مسائل است؛ زیرا افکار ما به رشد قابل توجهی نرسیده و تفکرات ما بیشتر به ذهنیت مردم در قرون وسطی شباهت دارد.
ما هنوز مجبور هستیم که کالاهای اولیهی خود را به قیمت گزاف از کشورهای دیگر وارد نماییم. این مساله کشور ما را به یک جامعهی وابسته و ناپایدار بدل کرده و سایهی سنگین فقر، بیکاری، تعصب و بیبرنامهگی را در میهن ما گسترانیده است. راه گذر از این چالشها در این است که تلاشهای خود را مضاعف کرده، آیندهی خود را به دست بگیریم و با کوششهای بیوقفه، وطن را به خودکفایی برسانیم. باید درس بخوانیم تا از زمان عقب نمانیم و بتوانیم با کشورهای دیگر در زمینهی علم و تکنولوژی رقابت کنیم. ما باید خود سازنده باشیم. دیگران عقل بیشتری از ما ندارند؛ بلکه آنها عمر خود را صرف دانشاندوزی نمودند و توانستند به جایی برسند که خیلی از کشورهای جهان به محصولاتشان وابسته باشند.
مردم عصر امروز، دانش در موارد روی زمین را پیشپاافتاده دانسته و به دنبال اختراعاتی هستند که سیارات منظومهی شمسی را فتح کرده و حتی درکشان را در مورد کهکشانها تقویت کنند. آنها به دنبال نشانههای حیات در کرات دیگر هستند، در حالی که ما برای رفتن و انجام دادن کارهای ابتدایی، زندگی ما را در اقیانوسها از دست میدهیم.
ما در برابر کشور و آیندگان خود مسئول هستیم. باید از تمام توان و قدرت خود کار بگیریم تا به آیندگان خود کشوری توسعهیافته تحویل دهیم، نه یک ویرانه. ما باید با علم و ارادهی خود به جهان نشان دهیم که در گذشته زندگی نمیکنیم؛ بلکه در حال ساختن آینده هستیم. ما انسانهای درجهسوم در جهان نیستیم؛ بلکه اندک فرصتها میتواند ما را به اشخاص درجهاول در جهان مبدل کند. ما باید در صدر جدولِ جهان قرار بگیریم؛ زیرا انتهای جدول ارزش وجودی ندارد.
جوانان و سرمایههای میهن نباید به دلایل مختلف از علم و تحصیل بازمانده و راه مهاجرت و رفتن را پیش بگیرند؛ بلکه باید برایشان زمینهی تحصیلات در سطوح عالی فراهم شود تا وطن را آباد سازند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه