زن و دختر در هر جامعهای بخش مهمی از آیندهی آن جامعه را میسازند؛ اما وقتی ترس، محدودیت و نگرانی بر زندگی آنان سایه بیندازد، نه تنها آرزوهای یک فرد، بلکه امیدهای یک نسل آسیب میبیند. سالهاست که بسیاری از زنان و دختران افغانستان با دشواریهای فراوانی روبهرو هستند.
من دختری از افغانستان هستم که سالهاست میان ترس، سکوت و نگرانی زندگی میکنم. هر روزی که میگذرد، خبرهای تازهای دربارهی وضعیت زنان سرزمینم میشنوم و احساس اندوه میکنم. گاهی نمیدانم باید چه کار کنم؛ گریه کنم، فریاد بزنم یا در گوشهای سکوت اختیار کنم؟ واقعاً نمیدانم چه باید کنم تا از دردم کم شود.
گاهی با خود فکر میکنم کاش همهی زنان و دختران دست همدیگر را میگرفتند و از این دردها و رنجها دور میشدند؛ فرار از این همه درد، ظلم و رنجی که سالهاست بر شانههای ما سنگینی میکند، نه فرار از سرزمین و خاکم. آرزویم جایی است که دختر بودن جرم نباشد، آرزو داشتن گناه شمرده نشود و هر دختری بتواند خودش آینده خود را انتخاب کند و حقش را بگیرد. زنان و دختران افغانستان فقط میخواهند حق تحصیل، کار و هر آنچه حقشان است داشته باشند، نه چیزی بیشتر. ارزش زن نباید به پوشش او، بلکه باید به انسان بودن و اندیشه او باشد.
دوران کودکی من مانند بسیاری از کودکان با آرزوهای کوچک و شیرین آغاز شد. در آن آرزوها، آینده برایم پر از امید بود. دوست داشتم درس بخوانم، چیزهای جدید یاد بگیرم و روزی برسد که به انسانی مفید برای خود، خانوادهام و جامعهام تبدیل شوم.
همیشه باور داشتم که علم و تلاش میتواند راه رسیدن به موفقیت را هموار کند. آرزو داشتم روزی بتوانم تواناییهای خود را نشان دهم و ثابت کنم که اگر به هر انسانی فرصت داده شود، میتواند به جایگاههای بزرگی برسد. برای من، آموزش فقط یاد گرفتن خواندن و نوشتن نیست، بلکه شناخت دنیا، پیدا کردن راه زندگی و ساختن آیندهای بهتر است. هر دختری که فرصت رشد پیدا میکند، در حقیقت امیدی تازه برای خانواده و جامعه خود میآفریند.
وقتی دربارهی محدودیتهای آموزشی دختران میشنوم، اعماق وجودم غمگین میشود. باور دارم محروم شدن یک دختر از آموزش، تنها آسیب به یک فرد نیست، بلکه از بین رفتن تواناییهای بخشی از جامعه است. یک دختر باسواد میتواند در آینده یک پزشک، معلم، نویسنده، پژوهشگر یا فردی موثر برای جامعه خود باشد. هیچ کشوری نمیتواند بدون استفاده از استعداد زنان به پیشرفت واقعی برسد. اگر دختران افغانستان حق برابر برای آموزش، کار و رشد میداشتند، آینده این کشور رنگ دیگری به خود میگرفت.
من در کشوری به دنیا آمدهام که زنان در دورههای مختلف قربانی جنگها، تعصبها و بازیهای سیاسی شدهاند. این مشکلات تنها زندگی زنان را تغییر نمیدهد، بلکه بر تمام خانواده و جامعه تاثیر میگذارد. وقتی یک دختر فرصت آموزش و رشد را از دست میدهد، خانواده نیز بخشی از امید خود را از دست میدهد؛ مادران با نگرانی به آینده فرزندان خود نگاه میکنند و خواهران با پرسشهای زیادی درباره فردای خود روبهرو میشوند.
اما ما هرگز تسلیم نمیشویم و شکست را نمیپذیریم. با وجود تمام سختیها، تلاش میکنیم قویتر شویم و امید خود را از دست ندهیم. باور داریم هیچ تاریکی همیشگی نیست و پشت هر شب، روشنایی وجود دارد. گاهی فراموش میشود که پشت هر دختر، یک داستان، یک آرزو و یک آینده نهفته است. هر دختری که امروز با نگرانی زندگی میکند، فردا میتواند انسانی موثر برای جامعه خود باشد.
زنان افغانستان در طول سالهای دشوار نشان دادهاند که از صبر و تواناییهای شگرفی برخوردارند. دخترانی که با وجود مشکلات به دنبال یادگیری هستند و زنانی که برای زندگی بهتر تلاش میکنند، ثابت کردهاند که قدرت زنان نباید نادیده گرفته شود.
آرزو دارم روزی برسد که دختران افغانستان بدون ترس درس بخوانند، کار کنند و آینده خود را با انتخاب و تلاش خویش بسازند؛ روزی که کتاب در دستشان باشد، نه حسرت در دلشان. آن روز، آرزوهای خاموش در پشت دیوارهای سکوت پنهان نخواهند ماند، بلکه به حقیقتی روشن برای همه این سرزمین تبدیل خواهند شد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه