زندگی برای جنگیدن است، نه تسلیم شدن!

خوش بودن یک هنر است، نه یک بیچارگی؛ اما بسیاری از انسان‌ها می‌گویند: «تو به هر چیز کوچکی بیش از حد خوشحال می‌شوی.» شاید آن‌ها هنوز به این باور نرسیده‌اند که موفقیت‌های کوچک، پیشرفت‌های بزرگ به بار می‌آورند. باور به خدا و تلاش برای موفقیت، چیزی است که انسان را به جایگاه‌های بلند می‌رساند. گاهی […]

Read More

تداوم تبعیض از گذشته تا امروز؛ چرا طالبان از نام «شهید مزاری» می‌ترسند؟

گاهی یک رویداد به‌ظاهر کوچک، می‌تواند پرده از یک واقعیت بزرگ و ریشه‌دار بردارد. پیش‌گیری از حضور «تیم فوتسال امید شهید مزاری» در یک تورنمنت در شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ، از همین جنس رویدادهاست. در نگاه نخست، ممکن است این اقدام یک تصمیم اداری یا ورزشی تلقی شود؛ اما وقتی به عمق آن […]

Read More

به نام خداوندِ «اقرا»؛ او که قلم را برای شکستنِ قفل‌ها آفرید!

پنج سال است که تقویم‌های روی دیوار، زمستانِ بی‌پایانی را نشان می‌دهند؛ اما در میان سینه‌ی من بهاری ابدی در جریان است. می‌دانم دروازه‌ها بسته‌اند، می‌دانم خیابان‌ها گاهی به جای صدای خنده‌ی دختران، طنینِ سنگینِ سکوت را تجربه می‌کنند؛ اما بگذار اعتراف کنم این سکوت تنها یک “وقفه” است نه یک “پایان!” وقتی از کنارِ […]

Read More

«شوهر کن تا هم خودت بی‌غم شوی، هم ما!»

شمسیه نوزده‌ساله است. سنی که باید میان کتاب‌های دانشگاه، در راهروهای دانشکده‌ی طب و در مسیر ساختن آینده‌اش سپری می‌شد. اما او حالا در سکوت خانه‌ای نشسته است؛ جایی که زمان می‌گذرد، اما زندگی‌اش در همان نقطه‌ای متوقف مانده که سال‌ها پیش از او گرفته شد. روزی، الگویش دختری بود به نام شمسیه علی‌زاده؛ کسی […]

Read More

آخرین نگاه به مکتب

روز به پایان می‌رسید و آفتاب کم‌کم رخت غربت می‌بست و پشت قامت بلند کوه‌ها ناپدید می‌شد. ابرهای آسمان با آخرین پرتوهای آفتاب به رنگ نارنجی گراییده بودند. صدای پرنده‌ها در فضا می‌پیچید و نسیم ملایمی شاخه‌های درختان را آرام تکان می‌داد. بوی گل‌ها در هوا پخش شده بود و طبیعت چنان آرام و دل‌پذیر […]

Read More