دختر بودن جرم نیست

پنج سال است که زنان و دختران از حقِ هرگونه فعالیتی در جامعه محرومند. در این سال‌ها برای بسیاری از دختران و زنان، شرایط به گونه‌ای بوده که گویی تنها به دلیلِ دختر بودن از حقوق و فرصت‌ها محروم شده‌اند. سال‌ها گذشت؛ اما هنوز همان وضعیت است، زنان و دختران در جامعه فعالیتی ندارند و […]

Read More

روزی که امر به معروف وارد کورس شدند

روزِ چهارشنبه، مثلِ هر روزِ زمستان، صبحِ زود از خواب بیدار شدم. اول وضو گرفتم و نماز خواندم. آن روز هدفم این بود که یک مرکزِ آموزشی برای یادگیریِ زبانِ انگلیسی پیدا کنم. بعد از نماز، کمی درباره‌ی تصمیمم فکر کردم، خانه را جمع‌وجور کردم و برای صبحانه آماده شدم. بعد از صرفِ صبحانه، مثلِ […]

Read More

ما شکست‌ناپذیر هستیم

همه‌ی ما دختران بارها برای دختر بودن ‌ما از طرف خانه و جامعه‌ی خود طرد شده‌ایم و همه‌ی ما بارها با این حقیقت که «تو یک دختر هستی» مجازات شده‌ایم. همیشه برای این‌که یک دختر هستیم، موجودی ضعیف و ناتوان نامیده شده‌ایم. ما درون جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دختران را به چشم یک جنس برای […]

Read More

بغضی که در وسط نوشتن حاکم می‌شود

هوای خوبی بود؛ باد شروع به وزیدن کرده بود و برگ‌های درختانِ چنار در هوای زیبا می‌رقصیدند. هوا چنان خوشایند بود که انگار داد می‌زد حالا وقتِ نوشتن است. در صنف، آزادنویسی داشتیم و دختران در سکوتی که حکم‌فرما بود می‌نوشتند. من از پنجره‌ی باز به بیرون خیره شده‌ بودم و به این فکر می‌کردم […]

Read More

اگر راهِ دیگری باشد چه؟

در شهری دور، میان کوچه‌هایی که صبح‌ها با صدای رفت‌وآمدِ مردم بیدار می‌شد و شب‌ها آرام‌آرام در سکوت فرو می‌رفت، دختری زندگی می‌کرد که همیشه چیزی در دلش داشت؛ چیزی شبیه یک رویای بزرگ که هنوز نامِ مشخصی برایش پیدا نکرده بود. او مثلِ بسیاری از دخترانِ هم‌سنِ خودش روزهایش را با درس، خانواده و […]

Read More