بازگشت از نیوزیلند به کابل؛ چشم‌دیدهای نصرالله از افغانستانِ زیر کنترل طالبان

پنج سال دوری از سرزمین مادری، برای نصرالله تنها فاصله‌گرفتن از یک سرزمین نبود؛ بلکه فاصله‌گرفتن از پدر و مادر، خویشاوندان، خاطرات و خاکی بود که بخشی از هویت او را تشکیل داده‌ است. او در سال ۲۰۲۲، اندکی پس از سقوط افغانستان به دست طالبان، همراه خانواده‌اش به نیوزیلند رفت؛ سفری که از پیش […]

Read More

کاش بعضی خاطره‌ها را بتوان فراموش کرد!

«هیچ‌کس در مکتب نماند. سریع کتاب‌های‌تان را جمع کنید و مستقیم خانه بروید. طالبان نزدیک کابل است و به‌زودی تصرف خواهد کرد.» تنِ صدایش تغییر کرده بود؛ ترس و وحشت را می‌شد از صدایش فهمید. کنده‌کنده حرف می‌زد. نمی‌دانم چشمانش چرا اشکی شده بود و بغض گلویش را می‌فشرد؟ ولی من هنوز در شوکِ ورودِ […]

Read More

سه روزی که فکر کردم آینده‌ام مرده است

در افغانستان، آدم همیشه منتظر خبرهای بد است. انگار از کودکی به ما یاد داده‌اند که اگر در زدند، شاید خبر خوش نباشد، اگر تلفن زنگ خورد، شاید کسی رفته باشد، اگر صبح از خواب بیدار شدی، شاید امروز هم چیزی را از دست بدهی. من هم یکی از همان دخترهایم. ما به از دست […]

Read More

زن ناقص‌العقل است یا عقل تو ناقص؟

مردمانی که کلمه‌ی «ناقص‌العقل» را صفتی برای زن می‌دانند، آیا خود عقلِ مکملی دارند؟ بارها و بارها مردانی بودند که دلیلِ کم بودنِ حضور زنان در مقامات را به پای کمیِ عقل‌شان گذاشتند؛ دنیای زنانه‌ی آن‌ها را پوچ دانسته و موضوعاتِ صحبت‌های زنان را از بی‌دغدغه بودن‌شان می‌دانند. سیاست، فلسفه، مذهب و تصمیمات را سرفصلِ […]

Read More

دختر در ازای نان

گرسنگی و فقر در شهر میان همه‌ی مردم، به جز سیاست‌مداران، مانند یک ویروسِ ساری پخش گردیده است. مردمِ عادی نانی برای خوردن، کاری برای پول درآوردن و انگیزه‌ای برای زندگی ندارند. اما نمی‌توانند خودشان را بکشند؛ پس مجبورند تا روزی که نمرده‌اند حداقل روزمرگی‌های‌شان را به جا آورند. روزمرگی‌های‌شان شامل خوردن، خوابیدن و نفس […]

Read More