در یک روز گرم تابستانی، آفتاب چنان زیبا میدرخشید که با نگاهش زمینیان را به وجد آورده بود. گلها انگار دوباره زنده شده بودند و با نفسهای باد با یکدیگر صحبت میکردند. صبح آن روز، زمانی که باد سحرگاهی بیمحابا میوزید، شبنمهای روی برگها با خوشحالی به سوی آسمان نگاه میکردند. صدای بانگ خروس خبر […]
Read More