روزگاری در قریهای دورافتاده، دخترکی به نام فایزه به دنیا آمد. او در خانوادهای بزرگ متولد شد که هیچکدام سواد کافی نداشتند، چرا که مکتبی در آن قریه وجود نداشت. اما زمانی که فایزه کمی بزرگتر شد، کمکم مکتبی دخترانه در آنجا مشغول به فعالیت شد. فایزه شامل مکتب شد و به درسهایش ادامه داد. […]
Read More