اعتماد (۲۵): محقق؛ داس کج در سیاست هزاره – 2

کارنامه‌ی محقق در زمان اقتدارش در مزار، آکنده از روایت‌هایی است که هر کدام به‌تنهایی آزاردهنده و تلخ‌اند. در این روایت‌ها، تصویر «داس کج» از سطح زبان سیاسی فراتر می‌رود و به قلمرو رفتار، سبک زندگی، مسئولیت‌ناپذیری و بی‌اعتنایی به خون مردم راه می‌یابد. این‌جا دیگر سخن تنها از موضع‌گیری‌های تند، زبان زخمی‌کننده یا نوسان‌های […]

Read More

بازگشت نگهبان به مکتب

داستان ابراهیم، روایت یک چرخه‌ی تکراری است: مهاجرت برای نجات، کار برای بقا و بازگشت به نقطه‌ای که گویا هیچ‌چیز تغییر نکرده است. او یکی از میلیون‌ها کارگر افغانستانی است که در سال‌های اخیر میان نیاز اقتصادی و فشارهای مهاجرتی در رفت‌وآمد بوده‌اند. کسانی که نه در کشور میزبان احساس امنیت دارند و نه در […]

Read More

پشت آفتاب پنجم حمل

پنجم حمل، یک  روز آفتابی بود و این روز را کاملاً معمولی آغاز کرده بودیم؛ اما نمی‌دانستیم پشت این آفتاب چه شرایطی در انتظار ماست و قرار است با چه چیزی دست‌وپنجه نرم کنیم. ساعت دو بعدازظهر بود. مادرم همراه با دو برادر و خواهرم به‌سوی خانه‌ی مامایم رفتند و من با برادر بزرگ‌ترم در […]

Read More

بیایید آشتی کنیم

امروزه کدورت و کینه نسبت به انسان‌ها آن‌قدر زیاد شده است که بیشتر مردم با هم قهر هستند، جنگ می‌کنند و حتی با یکدیگر صحبت نمی‌کنند. من دو برادر را می‌شناسم که بیست سال است کدورت را از دل‌شان بیرون نکرده‌اند و هنوز با هم آشتی نکرده‌اند. خوب می‌دانم که دلتنگ یکدیگر هستند و می‌خواهند […]

Read More

بر اساس کتاب «قلبت را پس بگیر»

قلبت را پس بگیر، و خانه‌ات را در بهشت ببین…! گاهی انسان در میانه‌ی زندگی در نقطه‌ای می‌ایستد که نه راه بازگشت می‌بیند و نه توان ادامه‌دادن دارد. فشارها، قضاوت‌ها، رنج‌ها و ناامیدی‌ها آن‌قدر بر قلب سنگینی می‌کنند که حتی نفس کشیدن دشوار می‌شود. در چنین لحظاتی، انسان معمولاً به دنبال راهی برای فرار از […]

Read More