شلوغی شهر، خیابان را در آغوش ازدحام بیپایان موترها گرفته بود. من بیشتر از همه عجله و استرس داشتم؛ چرا که قرار بود اولین پروژهی صنف نویسندگی ما آغاز شود. زیر لب دعا میکردم موترها زودتر حرکت کنند و از بند ترافیک رها شوند. بالاخره برای رسیدن به کلاس نویسندگی از موتر پیاده شدم. ساعت […]
Read More