قلمی که معلم شد

شلوغی شهر، خیابان را در آغوش ازدحام بی‌پایان موترها گرفته بود. من بیشتر از همه عجله و استرس داشتم؛ چرا که قرار بود اولین پروژه‌ی صنف نویسندگی‌ ما آغاز شود. زیر لب دعا می‌کردم موترها زودتر حرکت کنند و از بند ترافیک رها شوند. بالاخره برای رسیدن به کلاس نویسندگی از موتر پیاده شدم. ساعت […]

Read More

راز دختران موفق

زن دایره‌ای کامل است؛ درون این دایره، قدرت، آفرینش، پرورش و دگرگونی نهفته است. این روزها شاهد پدیده‌ای شگرف هستیم. به نظر می‌رسد بخشی از زنان در سراسر جهان، رمز کامیابی و شادمانی را در زندگی و شغل خود یافته‌اند و هر روز بر تعداد آنان افزوده می‌شود. در واقع، گویی قدرتی مخفی و زیرزمینی […]

Read More

اعتماد (۵۵)- مزاری: «ما برای حق و کرامت می‌جنگیم»!

در یادداشت پیشین، از تصویر مزاری در برابر قدرت سخن گفتم؛ تصویری که در باد حادثه اهتزاز داشت، اما نمی‌لرزید. آن تصویر، تنها در شیوه‌ی نشستن، برخاستن و سخن‌گفتن او در برابر رهبران دولت و تنظیم‌ها خلاصه نمی‌شد. معنای عمیق‌ترش را باید در زبان او با مردم دیگر و در شیوه‌ای دید که زخم جامعه‌ی […]

Read More

نامه‌ای به نسل‌های آینده

افغانستان، کشور کوهستانی‌ست که سال‌هاست قربانی جنگ‌ها شده‌است، قربانی تبعیض، بی‌عدالتی، فقر، بی‌سوادی… حقیقتاً کشوری نمی‌تواند به زبان بیاید و سخن گوید؛ اما مردمانش که احساس دارند. مخاطبِ نامه‌ام نسل‌های آینده است؛ می‌خواهم از آنچه در کنون می‌گذرد روایت کنم. من، دختری ۱۵ ساله هستم و امسال چهارمین سال است که از مکتب رفتن بازمانده‌ام؛ […]

Read More

صبحی که برای همه یکسان نبود

هوا گرگ‌ومیش بود. هنوز آفتاب به‌طور کامل زمین را در آغوش نگرفته بود و صدای اذانِ صبح در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر طنین دلنشینی می‌انداخت. بیشتر مردم هنوز در خواب بودند، اما در گوشه‌ای از همین شهر، پسری خود را برای یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی‌اش آماده می‌کرد. قرار بود امروز امتحان کانکور بدهد؛ امتحانی که نتیجه‌ی […]

Read More