روایت‌ شفاهی – رد پای تاریخ

مقدمه‌ای بر مجموعه‌ی روایت‌های تکمیلی وقتی نخستین گام‌های پروژه‌ی «روایت‌های شفاهی» را با قصه‌های شخصی افراد برداشتم، به این باور رسیده بودم که قصه‌های برگرفته از حافظه‌ی فردی، اگر درست شنیده و به‌درستی ثبت شوند، می‌توانند به بخش مهم و… بیشتر

تلخی‌های زندگی، او را شکر ساخت 

این روایت، نمایی از زندگی زنی است که با ایمان، تلاش و استقامت توانسته تلخی‌ها را به شیرینی موفقیت تبدیل کند و الگویی برای همگان باشد. افرادی که توانسته‌اند خود واقعی‌شان را نمایان کنند، کم نیستند. یکی از این افراد،… بیشتر

بازگشت اجباری از ایران؛ صدف و کابوس زندگی در سایه‌ی طالبان

از روزی که کشور به دست طالبان افتاد و زندگی مردم به‌طور سرسام‌آوری دیگرگون شد، تا زمان نوشتن این روایت، 1650 روز می‌گذرد. از آن روز تا کنون، مردم و به ویژه زنان افغانستان بیشتر از شمار روزهایی که گذشته… بیشتر

پرده را پس می‌زنم (۳۲)؛ قصه‌ی جنگ و جهاد پدرم

در شب‌های اخیر، در جریان گفت‌وگوهایی با پدرم، به گوشه‌ها و رازهای بیشتری از زندگی او پی بردم. می‌دانستم که پدربزرگم در جنگ‌های داخلی زخمی و سپس شهید شده است؛ اما بیشتر از آن هیچ اطلاعاتی درباره‌ی جنگ‌های داخلی و… بیشتر

پرده را پس می‌زنم (۳۱)؛ قصه‌ی یک بحث سیاسی

بحث درباره‌ی آینده‌ی حکومت طالبان و سیاست‌های احتمالی دونالد ترامپ در قبال افغانستان، زاویه‌ی جالبی به بحث مهمانان ما علاوه کرد. بیژن، با استناد به تجربیات خبرنگاری خود از دوره‌ی اول ریاست جمهوری ترامپ، دو اقدام احتمالی را مطرح کرد… بیشتر