پرده را پس میزنم (۲۴)؛ قصهی خر بودن من!
(قسمت چهارم) هر روزی که در اسلامآباد بیشتر میمانم، فرصتی مییابم تا دور و برم را بیشتر بررسی کنم، به گذشتهام برگشت کنم، خاطرههایم را مرور کنم و به آینده نگاه کنم تا خطی را که از اینجا دنبال خواهم…
بیشتر