پرده را پس میزنم (6)؛ قصهی قهرمان من
امشب، در حلقهی گرم خانواده، شب یلدا را جشن گرفتیم. من، فاطمه و مادرم، طرحی پنهانی ریختیم تا همهی اعضای خانواده را با برنامهی ویژهای غافلگیر کنیم و از «قهرمان زندگی» خود تجلیل کنیم. بهتر است بگویم از «قهرمانان زندگی»…
بیشتر