قافله بر نمی‌گردد؛ خر لنگ سر نمی‌شود!

عده‌ای از دانش‌آموزان، هر روز که به صنف وارد می‌شدند، کوشش می‌کردند خود را در عقب صنف نگه دارند و پیش روی صنف نیایند. حتی اگر راه شان از اول صنف بود، مستقیم می‌رفتند به ته صنف و در صف… بیشتر

«مادر هسل»؛ تأملی بر یک تجربه، یک زندگی

هنگامی که نسخه‌ی دوبله‌ به فارسی سریال ترکی «مادر هسل» را تماشا می‌کردم، یاد تأثیر عمیقی افتادم که هنگام دیدن فیلم «هانگر گیمز» اولین بار تجربه کرده بودم. من معمولاً سریال‌ها را به فیلم‌ها ترجیح می‌دهم و «هانگر گیمز» نیز… بیشتر

از سلطانی تا مروه: دو آیینه‌ در زمان، دو روایت از مبارزه

چشمان من دو پنجره‌ی شیشه‌ای دارد؛ یکی رو به دیروز، دیگری رو به فردا. در یک آیینه، صورت آفتاب‌سوخته‌ی جوانی از دره‌صوف می‌درخشد؛ شیخ سلطان سلطانی؛ جوانی که با تفنگ کهنه‌ای بر دوش، در سرمای کوهستان و در برف‌های زانوگیر… بیشتر

قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت؛ نجوایی از یک چاه خاموش، طنینی که هنوز در گوش تاریخ می‌پیچد!

وقتی حاجی سلطانی قصه‌ی شیخ علی‌اکبر نهضت را می‌گفت، حس کردم در برابر صحنه‌ای از یک فیلم وحشتناک ایستاده‌ام. فیلمی که بوی جنگ جهانی دوم می‌داد؛ با روایت‌هایی از هولوکاست، از چاه‌های مرگ، از بلدوزرهایی که گودال‌های دسته‌جمعی را پُر… بیشتر

از پرونده‌های خاد…!

قصه‌های انجنیر واحد با نگاهی از درون دستگاه خاد به مناسبات قدرت در نظام سیاسی افغانستان قصه‌های انجنیر واحد، رئیس پیشین خاد ولایت غزنی، در سلسله‌ی روایت‌های شفاهی به پایان رسید. آخرین قسمت صحبت‌های ما غیر متعارف و صمیمانه شروع… بیشتر