چرا فریادم بی‌معنا است؟

امروز من از دل صخره‌ها و کوه‌های افغانستان به عنوان یک دختر فریاد می‌کشم؛ از نابرابری‌هایی که از آن چشم‌پوشی می‌کنند و نادیده می‌گیرند. از صدای ناله‌ی یک زن می‌نویسم که چرا به‌جای اینکه راحت بخوابیم، شب را با گریه… بیشتر

چرا صدای زنگ مکتب به گوش ما دختران نمی‌رسد؟

آیا شما می‌دانید مشکل از کیست، از ما دختران یا از گروه طالبان؟ ، فکر نمی‌کنم ما مشکلی داشته باشیم، طالبان با ما مشکل دارند. چهار سال متوالی است که ما صدای زنگ مکتب را نشنیده‌ایم، صدایی که از ما… بیشتر

چرا دختر بودن در این سرزمین «جرم» است؟

امروز وقتی از خواب بیدار شدم و نسبت به وضعیت اطرافم تامل  کردم، روزم را با این جمله آغاز کردم: «دختر بودن در هیچ جای دنیا جرم نیست، پس چرا در افغانستان، دختر بودن به معنای ارتکاب بزرگ‌ترین جرم در… بیشتر

چادری؛ آن جالی‌های تنگ و تاریک

به چادری‌های روی میز خیره شدم. آرام و بی‌صدا؛ اما پر از داستان‌هایی که هنوز گفته نشده بود. هرگز پیش از این چادری نپوشیده بودم. به سوراخ‌های ریز آن که مانند پنجره‌های کوچک به طرف دنیای وسیع بود، چشم دوختم.… بیشتر

جهان می‌شنود؛ صدای ما خاموش نخواهد ماند

صبح که چشم باز کردم، نوری کم‌جان از میان پرده‌های سنگین اتاقم به داخل سرک می‌کشید. این نور، هرچند شکننده، مثل شعاعی از امید در تاریکی می‌درخشید. دقایقی طول کشید تا از فکرهایی که شب گذشته ذهنم را پر کرده… بیشتر
میدیا \ جوانان