درِ مکتب را اگر بستند، درِ امید را نمیبندیم!
شب از نیمه گذشته بود. سکوتی سنگین خانه را پر کرده بود، اما درون من غوغایی بود. صدای اخبار هنوز در گوشم میپیچید؛ گوینده با صدایی بیاحساس خبر از بستهشدن دوباره مکاتب دخترانه میداد. دستم بیاختیار لیوان چای را روی…
بیشتر