جشن رونمایی کتابم؛ شیرینی که به کامام تلخ کرده بودند
تیک تاک ساعت به گوشم میرسید، انگار ساعت هم بیدار بود و برایم بازگو میکرد که باید بخوابم، ولی چگونه میتوانستم چشمانم را ببندم و بخوابم؟ با خود میگفتم او گذشته است، باید راحت بخوابی چون فردا برنامهی مهمی داری.…
بیشتر