تاریکی شب و فردای امید

این داستان دختری است که با وجود مشکلات و چالش‌های زندگی، توانست به جایگاهی که لیاقت آن را داشت، برسد. نام این دختر زیبا صبریه بود. او با پشت سر گذاشتن مشکلات، موفق شد به آرزوهایش دست یابد. با صدای… بیشتر

تا وقتی هستیم قدر هم‌دیگر را بدانیم

جمله‌ای است که می‌گویند وقتی یک دخترک نمی‌داند چرا آن را گفته است. شاید منظورش این باشد که کسی توجهش را جلب کند، به او محبت بورزد، چیزی بیاموزد، معنای بودن را برایش روشن کند و به هستی‌اش ارزش بدهد.… بیشتر

پیش و پس از طالب؛ روایت دو نیمه‌ی زندگی ما

سالی که هرگز از یاد ما نخواهد رفت… نه برای جشن و پیروزی، نه برای لبخند و ترانه، بلکه برای بغضی که راه نفس‌ ما را بست، برای اشکی که از چشمان هزاران دختر خاموش فرو ریخت، برای اندوهی که… بیشتر

رویایی که ذهنم را روشن؛ اما زندگی‌ام را خاکستری کرده‌است

گاهی که از رویاهای خود سخن می‌گوییم، مخصوصا رویاهایی که در خواب ما ظاهر شده‌، استاد ما با لحن طنزآمیز می‌گوید: دیگران در بیداری رویا می‌بینند و شما در خواب…. گاهی هم برای تحریک ما می‌گوید: «شتر در خواب بیند… بیشتر

باران، پیامی برای بیدار شدن

ساعت چهار و چهار دقیقه‌ی صبح بود. مثل همیشه من صبح زود از خواب بیدار شدم. همیشه دوست داشتم از صبح زود مطالعه کنم. غرق خواندن کتاب بودم که صدای نم‌نم باران به گوشم رسید. آرام و دلنشین بود؛ بارانی… بیشتر
میدیا \ جوانان