برای دوستی که برایم همه‌چیز هدیه کرده‌است

دنیا امروز، جهانی پُر از چالش‌ها و نابرابری‌هاست؛ اما در همین دنیا، هر یک از دختران، به خصوص دختران کشورم افغانستان قهرمانان واقعی اند. هر لبخند، هر حرکت و هر قدمی که به‌سوی آینده برمی‌داریم، تنها برای خود ما نیست،… بیشتر

برادران در صف آزمون کانکور؛ خواهران در حسرت سه‌ساله

کتاب، کتابچه و قلم، دوستانی هستند که با در دست گرفتن‌شان، خودم را در آینده‌ام می‌بینم. با داشتن این وسایل، وجودم معنا می‌یابد. رنگ قلمم همچون خون دلم جاری می‌شود و دریایی که مرا به خروش می‌کشد، خاطرات گذشته را… بیشتر

برادر مهاجرم

قبل از ورود طالبان و تغییر نظام، زندگی مردم در روال عادی خود جریان داشت. دختران و پسران با تمام رویاها و اهداف شان به مکتب و پوهنتون می‌رفتند. با شوق و انگیزه برای امتحان کانکور آماده می‌شدند. حتی جوانانی… بیشتر

بدون عطر مکتب؛ یک سال دیگر نیز گذشت

یک سال دیگر هم گذشت. یک سال دیگر هم به دو سال گذشته اضافه شد که ناامیدی‌های ما را بیشتر کند. یک سال دیگر هم بدون چوکی، میز و خانم معلم گذشت تا بازهم حسرت روزهای بودن در مکتب را… بیشتر

بدن زخمی همسایه و دل بی‌قرار من

ناخواسته چشمانم از خواب پریدند. گویا صدایی مرا بیدار کرده بود؛ صدایی که در سرم می‌پیچید و نمی‌گذاشت تا بخوابم. به چهار کنج خانه نگاهی انداختم؛ اما جز تاریکی چیز دیگری دیده نمی‌شد و سکوت عجیبی در خانه حکم‌فرما بود.… بیشتر
میدیا \ جوانان