آخرین لبخند در صحن مکتب سیدالشهدا
به تاقچهی کوچک کنار پنجرهیشان نگاه کردم: عکس، باز هم عکس دیگری، تقدیرنامه، یکی، دوتا، چندین تا، چند کتاب و چند دستهگل. به آن زن نگاه کردم؛ گریان، خسته و رنگپریده. چادر سفیدی را در بغل گرفته بود و میگفت…
بیشتر