آخرین نگاه، جاودانه‌ترین امید

آخرین روزها همیشه عجیب‌اند. گاهی چونان نسیمی نرم از کنار دل می‌گذرند، بی‌آنکه زخمی بر جا بگذارند و گاهی چونان طوفانی سهمگین، هر آنچه را در دل داری زیر و رو می‌کنند. آخرین روزهایی که در کابل گذراندم، جزو همان… بیشتر

آخرین میخ بر تابوت علم و دانش

از سه سال پیش تا به امروز، در سرزمین پدری ما در افغانستان، صدای خاموشی علم و دانش طنین‌انداز است. تمام مرکزهای آموزشی به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته است. آرزوهای دختران در سایه‌ی جهل و تاریکی برای… بیشتر

آخرین روز جمهوریت و چهار سال درد مداوم

ساعت هفت صبح است. هوا دلپذیر است و من در کوچه‌های شهرم قدم می‌زنم. امروز نیز، همچون روزهای دیگر، آغاز داستانِ تازه است. مدتی است که تغییر کرده‌ام؛ هر صبح خود را برای شنیدن روایت جدید آماده می‌کنم. با شنیدن… بیشتر

آخرین امتحان چهارونیم‌ماهه

آخرین امتحان چهار نیم‌ماهه‌ی ما مضمون وطن‌دوستی و حرفه بود؛ اما من دیگر نه به درس فکر می‌کردم و نه به امتحان. ترس و وحشت از طالبان ذهنم را قفل کرده بود، انگار سایه‌ی سنگین روی روحم افتاده باشد. هرچه… بیشتر

«آخرین آرزوی دخترم و قولی که نشد به آن وفا کنم»

آن شب دل‌نگرانی عجیبی داشتم. نمی‌دانستم دلیلش چیست؛ اما حس می‌کردم که فردا اتفاق بدی رخ خواهد داد. بعد از خوردن نان شب با خانواده، زودتر از همیشه به بستر رفتم و تلاش کردم بخوابم؛ اما بی‌قراری خواب را از… بیشتر
میدیا \ جوانان