سفر به درون خود: جستجوی نور در دل تاریکی

وقتی به اقیانوس بی‌کران افکارم رجوع می‌کنم، غرق می‌شوم. امواج پرقدرت و طوفان‌های بی‌رحم، مرا همچون قایقی کاغذی به هر سو می‌برند. هر موج، داستانی دارد، هر طوفان، مرا در مسیر تازه‌ای پرتاب می‌کند. بعضی از این امواج، نسیم آزادی… بیشتر

میدان شهیدان، مزار آرزوها

همراه با مادرم، خواهرم و برادرم راهی مسجد شدیم. در مسیر، چشمم به عابران افتاد که هرکدام لباس و چادر سیاه بر تن داشتند و شالی سبز به گردن. این یعنی «عزاداری». هرچه به مسجد نزدیک‌تر می‌شدیم، قلبم تندتر می‌تپید.… بیشتر

زندگی، چرخشی از صبر و انتظار

گاهی اوقات، کاری را می‌خواهی انجام دهی؛ اما طبق میل تو پیش نمی‌رود یا پایان خوشی ندارد. بعضی وقت‌ها زندگی برخلاف آرزوها و برنامه‌هایت می‌چرخد. در چنین لحظاتی نباید سریع ناامید شوی؛ بلکه باید صبر کنی، زیرا همیشه آن‌چه می‌خواهی،… بیشتر

صدایم را از پشت دیوارها می‌شنوی؟

گاهی فکر می‌کنم صداها هم یاد می‌گیرند که چطور از لابه‌لای دیوارها عبور کنند؛ اما انگار صدای من هنوز این مهارت را ندارد. شاید باید بلندتر بگویم، شاید باید از دیوارها خواهش کنم که کمی کنار بروند، شاید هم باید… بیشتر

دخترک گل‌فروش؛ روایتی از دستان سرد و قلب پرمهر

با تغییر نظام، بزرگ‌ترین ضربه بر مردم افغانستان وارد شد. بسیاری آواره و سرگردان شدند و شمار زیادی از مردم، مهاجر در کشورهای بیگانه. اما از همه دردناک‌تر، کودکان بی‌شماری بودند که به دلیل فروپاشی اقتصادی، وارد کارهای سخت و… بیشتر
میدیا \ جوانان