رویای صلح در دنیای خونین

برای لحظه‌ای سکوت در فضا حاکم شد. تنها صدای نفس‌های خودش در گوشش طنین می‌انداخت. سکوتی که به‌طور موقت ظلمت شب را از هم می‌شکافت و طوفان دلش را فرو می‌نشاند. در گوشه‌ی اتاق، زانوهایش را در بغل گرفته و… بیشتر

رویای آزادی

دلم می‌خواهد آزاد باشم؛ آزاد از تمام قیدها و شرط‌ها. امروز ابتدایی‌ترین آزادی را طلب می‌کنم: آزادی در انتخاب لباسم. دلم می‌خواهد روزی فرا برسد که لباس خود را با رنگ و اندازه‌ی دل‌خواهم طراحی کنم. روزی که ساختن یک… بیشتر

رویاهای شیرین

چشم‌های خود را می‌بندم و غرق در رویای زندگی‌ام می‌شوم؛ رویایی که تنها برای من قابل درک است. احساس می‌کنم که دلم در قسمت وسط، درست میان دو چشمم، حرکت می‌کند. رویایی که فقط خودم آن را می‌بینم و تصور… بیشتر

رویاهای خاموش‌شده

با تولدش هیچ تغییری در زندگی خانواده ایجاد نمی‌شود. دوران کودکی‌اش در سایه‌ی کمبود محبت و بی‌توجهی، در مقایسه با برادرانش، سپری می‌شود. کم‌کم که بزرگ‌تر می‌شود، به مکتب می‌رود و در آنجا می‌آموزد که علم برای زن و مرد… بیشتر
میدیا \ جوانان