یادی از جنبش روشنایی؛ انفجاری که خوشی ما را گرفت
رخصتی تابستانی بود؛ هوا گرم و آزاردهنده. در خانهی پدرکلان جمع شده بودیم. همهی دختران و زنان در حال پر کردن «آشک» بودند و پسرها با همسنهایشان، حویلی را با هیاهو و سر و صدا پر کرده بودند؛ دورهمی تابستانی…
بیشتر