در اوج ناامیدی، موجی از امید جوانه می‌زند

امروز، وقتی در آیینه به خودم نگاه کردم، هیچ شباهتی میان خودم و آن دختر پرانرژی، سخت‌کوش و باانگیزه‌ی گذشته ندیدم. انگار آن تصویر در آیینه من نبودم. منی که روزی امید تکیه‌کلامم بود، حالا امید برایم به غریبه‌ترین واژه… بیشتر

کلسترایجوکیشن، دری به سوی رویاهای ازدست‌رفته‌ام

من فاطمه یعقوبی هستم. از کشوری می‌آیم به‌نام افغانستان، از گوشه‌ای دورافتاده و فراموش‌شده؛ جایی که امید مثل نسیمی گذراست و ناامیدی سایه‌اش را بر زندگی‌ها گسترده است. در تمام سال‌هایی که گذشت، کسی دستم را نگرفت، صدایم را نشنید… بیشتر

موفقیت، سهم کسانی است که هرگز متوقف نمی‌شوند

موفقیت فقط برای افراد خاص نیست. هیچ‌کس از ابتدا برنده نبوده، هیچ‌کس بدون تلاش به قله نرسیده است. هر شخصی که امروز موفق است، روزی با چالش‌ها، ترس‌ها و شکست‌ها روبه‌رو شده است؛ اما تفاوت آن‌ها با بقیه در چیست؟… بیشتر

من با پول اسفندم کتاب صنف سوم می‌خرم

سحر در یکی از کوچه‌های گیروبار و پرهیاهوی کابل زندگی می‌کند. دختری از قوم هزاره، با چهره‌ی معصوم و نگاهی پر از خاموشی و نجابت است. پدرش قبلا افسر پولیس بوده‌است. مردی شجاع که سال‌ها در خدمت مردم و کشورش… بیشتر

نگاهی به قلبم

شهری در قلبم پر از خوشی و شادی‌ست. ندایی به من می‌گوید: بخند، خوش باش و نگاهی به سمت من بینداز. ببین چقدر پر می‌کشم برای عاشق شدن، چقدر حال و هوای خوب و خوش دارم. از آیا تو این… بیشتر
میدیا \ جوانان