پرواز به سمت آرزوها

من زهرا اکبری هستم، دختری که روزی در دلش رویاهای شیرین و بی‌پایانی داشت. رویاهایی که در دل هر کدام از آن‌ها دنیایی از امید و آرزو نهفته بود. دنیایی که در آن، تنها چیزی که می‌خواستم، یادگیری، پیشرفت و… بیشتر

من؛ دختر، من زن هستم

من زنم و از دامن زن به این دنیا قدم گذاشته‌ام. من دخترم و تا زمان بزرگ شدنم باید نسبت به پسرها انتظارات کم‌تری داشته باشم و برای انجام خواسته‌هایم باید منتظر تغییر قرن‌ها فکر واپس‌گرا را بکشم تا بتوانم… بیشتر

 من دخترم؛ حق اشتراک در کانکور را ندارم…

سال نو و آغاز بهار، همان فصلی‌ست که با تمام اشتیاق در انتظارش بودم؛ تا بیاید و من بتوانم در آزمون کانکور شرکت کنم. خوب به یاد دارم، آن روزی را که همراه با برادرم، رحمت، برای اولین بار وارد… بیشتر

من دخترم، در سرزمین مردسالاری

در خانه نشسته بودم که مادرم چای آورد. با هم نشستیم و مادرم برای من نیز یک پیاله چای ریخت. بعد، مادرم گفت: «می‌خواهی داستانی برایت تعریف کنم که باورت نمی‌شود؟» با تعجب به او نگاه کردم. با خودم گفتم:… بیشتر

من به رویاهایم قول رسیدن داده‌ام

به اولین معاشم که می‌اندیشم، در دنیایی غرق می‌شوم که می‌توانم با آن کارهای بزرگ و مهمی برای خود و عزیزان خود انجام دهم. تصمیم گرفتم با نخستین درآمدی که از وظیفه به دست می‌آورم، به هریک از عزیزانم هدیه‌ای… بیشتر
میدیا \ جوانان