پدر همیشه هست! روز جمعه بود. روزی که معمولاً بیکارم و آرام و ساکت در خانه مینشینم؛ اما… مارس 3, 2026 117
روایت من از ادامه دادن در پنج سال اخیر اگر چند سال پیش کسی از من میپرسید سختترین تصمیم زندگیات چه بوده است، شاید… اکتبر 5, 2026 117
دیگر به کلمهی «چانس» باور ندارم نمیدانم چه چیزی بنویسم؛ «انا لله و انا الیه راجعون» یا «تبریک». فقط میتوانم قصهی… فوریه 16, 2026 117
پدرم؛ قهرمان دور از خانه نمیدانم این نامه را چگونه آغاز کنم؛ با بغضی که در گلویم گیر کرده است… سپتامبر 19, 2026 117
روزشمار حوادث در غرب کابل – قسمت ششم برگرفته از دفتر خاطرات معلم عزیز رویش اشاره: این یادداشتها برای اولین بار در سال… فوریه 16, 2026 117
اشکهای بیصدا من دختری از سرزمینِ جنگزدهی افغانستان هستم؛ دختری که شاید در ظاهر جوان و آرام… اکتبر 8, 2026 117
دختران افغانستان، ستارههای درخشان شب یلدا شب یلدای سال گذشته را هیچگاه فراموش نمیکنم، شبی که در دل تاریکترین لحظات، تلاش… مارس 5, 2026 116
خاطرهای از چهارم دسامبر 2024 چهارم دسامبر 2024، اولین جلسه و نخستین گام برای سپردن مسوولیت به خود مادران در… مارس 19, 2026 116
ابرهای تیرهی ممنوعیت؛ مهتاب و دو رشتهی نیمهتمام فقط یک هفته مانده بود که مهتاب 23ساله، تحصیلش در رشتهی قابلگی را به پایان… فوریه 10, 2026 116
ترامپ؛ آیینهای برای عبرت؛ آیا ما عبرتپذیر هستیم؟ اشاره: یکی از دوستانم، انسان ظریفی است که گاهناگاه با هم صحبتهای شفاهی و مکاتباتی… فوریه 18, 2026 116
بابه مزاری و طلوع دوبارهی هزاره هر کشتی نیاز به ناخدایی دارد تا در برابر طوفانهای خشن و بیرحم دریا، کشتی… مارس 14, 2026 116
تپش قلم در میانهی سکوت نام من ستاره است؛ هفده سال سن دارم و در شهری زندگی میکنم که دیوارهایش… می 23, 2026 116