درد میهن چیست؟

پرسید: «درد میهن را تجربه کردی؟»

لبخند تلخی زدم. با چشمانی که هنوز رد اشک‌هایش پاک نشده بود نگاهش کردم و با صدایی که از بغض در حال ترکیدن بود گفتم: «آری، من بارها است که با این درد آشنا هستم. می‌دانی چرا؟ چون هر زمانی که مردم این سرزمین با وجود درد و هزاران رنجی که تجربه می‌کنند برای آینده‌ی بهتر تلاش می‌کنند، می‌فهمی چی می‌شود؟ از هر طرف یک مشت نادان بر قلب، رویا و تمام زحمات‌شان می‌کوبند. می‌دانی تلخ‌ترین قصه‌ی این سرزمین چیست؟ این‌که تلاش می‌کنند تا زن و دختر در افغانستان را از اسطوره‌ها و از جامعه حذف کنند. می‌خواهند که زن بی‌سواد باشد تا نتواند معلم، داکتر و مهندس تربیت کند. می‌خواهند که دختر و زن افغانستان، جامعه‌ی هیولا صفت مثل خودشان تربیت کند.»

در سرزمین من اگر دختری دست به کتاب و قلم باشد، بی‌حیا و فاحشه خوانده می‌شود. این سرزمین در حال حذف قشرِ اناث و مادر ملت است و می‌دانی دردناک‌ترین قسمت ماجرا کجاست؟ این‌جا که مردان و ملتش فقط نظاره‌گر هستند و روزه‌ی سکوت گرفته‌اند. این‌جا مردانش همیشه ادعای باغیرت بودن می‌کنند. می‌دانی غیرت‌شان در چیست؟ غیرت‌شان در لت‌وکوب کردن دختر، همسر، خواهر و مادرشان است. مردان سرزمین من با‌غیرت هستند، اما نه برای مبارزه در راه حق خواهر و مادرشان.

در این وطن سکوت همیشه حرف اول را می‌زند. زمانی که مکتب و دانشگاه بر روی دختران بسته شد، صدای اعتراضی بلند نشد و کسی نگفت چرا؟ هزاران دختر بعد از بسته شدن مکتب خودکشی کردند یا افسرده شدند؛ اما کسی نگفت دلیلش چی بود؟ کسی نگفت چرا این دختر به یک مرده‌ی متحرک تبدیل شده است؟

زمانی که دختران برای یک شب غذا درست نکنند، همه می‌گویند: «این دختر فردا خانه‌ی شوهرش را چگونه نان می‌دهد؟» اما زمانی که دروازه‌ی مکتب بسته شد، کسی نگفت این دختر فردا مادر چندین طفل است، چگونه می‌خواهید به فرزندانش درس بدهد؟ کسی نگفت با بی‌سواد بودنِ او، چگونه می‌خواهید فرزندِ سالمی تحویل جامعه بدهید؟

با بسته شدن مکاتب و دانشگاه‌ها، همه مهر سکوت بر لب زدند و نتیجه‌اش این شد که امروز و فردا دیگر به دختر و زن افغان اجازه بیرون شدن نمی‌دهند. این فاجعه‌ی بزرگ می‌تواند نه تنها برای زنان و دختران، بلکه فاجعه‌ی بزرگ برای کل جامعه و حتی مردان باشد.

در خانه و خانواده‌ای که افکار زن و دختر رو به عقب‌ماندگی برود، دیگر آن خانه و جامعه قادر به ترمیم آن تا هزار سال نیست. با این سکوتی که امروز جامعه بر لب زده است، خسارات سنگین آن را چه در زمان حال و چه صد سال بعد، همگی پرداخت خواهیم کرد.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000