در عمق سختیها و در عمق غم و اندوه، دقیقاً جایی است که مسیر زندگی ما تعیین میشود که چگونه انسانی باید باشیم. در حقیقت سختی و محدودیت چیزی نیست که از آن بترسیم، بلکه چیزی است که ما را انسان کامل میسازد، قویتر و قدرتمندتر میسازد؛ پس باید محدودیتها را به چشم مثبت ببینیم و آنها را به فرصت تبدیل کنیم.
جملهای هست که میگوید: «آهن در آتش تبدیل به فولاد میشود.» پس ما دختران افغانستان این محدودیت را طوری مدیریت کنیم که از آن چشمههای امید و موفقیتها بسازیم. گاهی از خودم میپرسم اگر این محدودیتی را که حالا داری نمیداشتی، به اندازهای که حالا تلاش میکنی، تلاش میکردی؟ حالا این شرایط و محدودیتی که در افغانستان برای زنان و دختران وجود دارد واقعاً خیلی بزرگ است، ولی باید بسازیم. نمیگویم که این محدودیت برای ما خوب است، حالا شرایطی است که آمده و نمیتوان نادیده گرفت؛ ولی میتوان تغییر داد. میخواهم از جنبههای مثبتش استفاده کنیم. هر چیزی از خود جنبههای مثبت و منفی دارد، پس من باید دنبال جنبههای مثبتش باشیم.
من فکر میکنم که فعلاً محدودیتِ موجود در افغانستان برای زنان، باعث شده است که ما دختران بیشتر تلاش کنیم و قویتر شویم. دخترانی هستند که در این شرایط بحران، مهارتهایی را آموختهاند و تلاششان بیشتر است. بلی، ما قربانی زیاد دادیم. در این شرایط مجبور به ازدواج اجباری، کودکهمسری و زندان خانگی شدیم و حتی جان خود را از دست دادیم؛ ولی چیزی که برای ما مهم بوده این است که تسلیم نشدیم. چیزی که به آن افتخار میکنیم، ارادهی محکم و امیدی است که همیشه با خود داشتیم و چیزی که ما را از این فاجعه نجات میدهد، هدف مشترک و رویای مشترک ما دختران افغانستان است که با هم این کشور را میسازیم.
چیزی که فعلاً مهم است، نگاه ما به شرایط است و اینکه این شرایط را برای خود چگونه ابراز میکنیم. اگر از جنبههای منفی استفاده کنیم، قطعاً که از آموزش دست میکشیم؛ ولی ما باید طوری ابراز کنیم که به چشم محدودیت نه، بلکه به چشم وسیلهی قوی شدنِ خود ببینیم. میخواهم جملهی بگویم: «از انسانهای صبور بترسید، چون اگر صبرشان لبریز شود، درخت را از بیخ نمیکنند، بلکه جنگل را آتش میزنند!» پس از دختران افغانستان بترسید.
مثال خوب برای ما «عاشورا» است. عاشورا روز غم و عزاداری برای امام حسین است؛ ولی اگر در عمق قضیه پی ببریم، روز موفقیت امام حسین علیه السلام است، او موفق شد که خود و پیام خود را به گوش جهانیان برساند. اگر آن زمان امام حسین (ع) هفتاد و دو یاور داشت؛ ولی امروز میلیونها همراه دارد که شیعهی حسینی هستند. آنها هم قربانی دادند و سختیها و غم را دیدند، حتی شهید شدند، اما امروز پیروز میدان امام حسین علیه السلام است. آنها هم عدالتخواه بودند، همانند ما دختران که در این راه شاید قربانی زیاد بدهیم، ولی پیروز میدان ما خواهیم بود.
بلی، این راه خستگی دارد و رنج دارد. گاهی دلم میخواهد به کوه بروم و فریاد بزنم، گاهی میخواهم در سکوت و بیسروصدا گریه کنم. گریهام از ضعیفی نیست، از بغضی است که میخواهم خالیاش کنم؛ ولی تا جایی که درک کردهام، این بغض تا به رویایم نرسم خالی نمیشود. این فاجعه واقعاً برایم خیلی دردآور است، نه تنها برای من، بلکه برای تمام دختران این سرزمین؛ ولی اجازه نمیدهیم که رویای ما را از ما بگیرند. با خودم عهد کردم این فریادها و این اشکها بماند برای بعد، حالا مهم هدف و رویایم هست.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه