روز معلم در افغانستان؛ فراتر از یک مناسبت

پنجم اکتوبر برابر با ۱۳ میزان، روز جهانی معلم است؛ روزی که در سراسر جهان از جایگاه معلم، نقش او در آموزش نسل آینده و اهمیت حمایت از حرفه‌ی معلمی سخن گفته می‌شود. یونسکو این روز را از سال ۱۹۹۴ گرامی می‌دارد و آن را فرصتی برای قدردانی از معلمان و توجه به حقوق، شرایط کاری و نیازهای حرفه‌ای آنان می‌داند.

اما روز معلم در افغانستان معنایی متفاوت دارد. در کشوری که آموزش طی دهه‌های گذشته بارها تحت تاثیر جنگ، فقر، مهاجرت، ناامنی و بحران‌های اجتماعی قرار گرفته است، معلم تنها انتقال‌‌دهنده‌ی مطالب درسی نیست؛ او در بسیاری موارد با دانش‌آموزانی روبه‌رو است که آینده‌‌ی‌شان با چالش‌های فراوانی مواجه است و نیاز دارند در کنار دانش، انگیزه و امید نیز دریافت کنند.

اهمیت روز معلم را نمی‌توان از وضعیت عمومی آموزش در افغانستان جدا کرد. کیفیت یادگیری، دسترسی به آموزش، منابع آموزشی و توسعه‌ی ظرفیت حرفه‌ای معلمان همچنان از مسایل مهم این بخش است. گزارش‌های یونسکو درباره‌ی آموزش افغانستان نیز بر اهمیت حمایت و توسعه‌ی حرفه‌ای معلمان برای بهبود نتایج یادگیری تاکید دارند.

آموزش دختران نیز با محدودیت‌های بسیار جدی روبه‌رو است. یونسکو و یونیسف در جنوری ۲۰۲۶ اعلام کردند که افغانستان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است و حدود ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از آموزش متوسطه محروم مانده‌اند.

در چنین شرایطی، کیفیت آموزش و نقش معلم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. با این حال برای شناخت مشکلات موجود، تنها آمار و گزارش‌های رسمی کافی نیست. تجربه‌ی معلمانی که هر روز در صنف با دانش‌آموزان کار می‌کنند نیز می‌تواند بخش مهمی از واقعیت آموزشی را نشان دهد.

یکی از نگرانی‌هایی که از سوی معلمان مطرح می‌شود، کاهش انگیزه و بی‌تفاوتی برخی دانش‌آموزان نسبت به تحصیل و آینده‌ی آموزشی‌شان است. یکی از معلمان در بیان نگرانی خود می‌گوید: «من به عنوان یک معلم در شرایط امروز، بی‌‌تفاوتی و بی‌انگیزگی دانش‌آموزان برایم نگران‌کننده و طاقت‌فرسا است.»

او با اشاره به تجربه‌ی خود در مزارشریف می‌گوید که میزان تلاش برخی دانش‌آموزان به‌‌ویژه پسران برای درس خواندن و ساختن آینده‌ی تحصیلی‌شان بسیار پایین است. به گفته‌ی او ممکن است در یک صنف حدود ۳۰ دانش‌آموز، تنها دو نفر با جدیت درس بخوانند و برای موفقیت در یک رشته‌ی تحصیلی بهتر تلاش کنند، در حالی که بسیاری دیگر نسبت به درس و آینده‌ی خود بی‌تفاوت هستند.

این تجربه را نمی‌توان به همه‌ی دانش‌آموزان افغانستان تعمیم داد؛ اما پرسش مهمی را مطرح می‌کند: چه عواملی باعث شده است بخشی از دانش‌آموزان انگیزه‌ی کافی برای مطالعه و ساختن آینده‌ی تحصیلی خود نداشته باشند؟

از نظر این معلم یکی از عوامل موثر، استفاده‌ی نادرست و بیش از اندازه از فضای مجازی است. بسیاری از دانش‌آموزان زمان قابل توجهی را در شبکه‌های اجتماعی و سرگرمی‌های آنلاین سپری می‌کنند و در نتیجه فرصت کمتری برای مطالعه و تمرکز بر درس دارند.

البته فضای مجازی در صورت استفاده‌ی درست می‌تواند یک ابزار مهم آموزشی باشد و دسترسی دانش‌آموزان را به کتاب، دوره‌های آموزشی و منابع علمی آسان کند. مساله‌ی اصلی نه وجود این فضا، بلکه نحوه‌ی استفاده از آن است. تبدیل یک ابزار آموزشی به سرگرمی دایمی می‌تواند عادت مطالعه و تمرکز دانش‌آموز را تحت تاثیر قرار دهد.

نقش خانواده نیز از موضوعاتی است که در صحبت‌های معلمان برجسته می‌شود. یکی از معلمان با اشاره به تجربه‌ی خود معتقد است که در برخی خانواده‌ها پی‌گیری وضعیت تحصیلی فرزندان کافی نیست.

او نمونه‌ای را از قول یکی از دوستان معلم خود نقل می‌کند: «در یک صنف حدود ۲۰ دانش‌آموز، ۱۱ نفر در امتحانات چهارنیم‌ماهه مشروط شده بودند. اما با گذشت حدود سه ماه از آن امتحانات، حتی یک پدر یا مادر برای پرسیدن دلیل مشروط شدن فرزند خود به مکتب مراجعه نکرده بود.»

این نمونه مربوط به یک صنف مشخص است و نمی‌توان آن را نماینده‌ی همه‌ی خانواده‌ها دانست؛ اما اهمیت ارتباط میان خانواده و مکتب را نشان می‌دهد. آگاهی والدین از وضعیت درسی فرزندان و همکاری آنان با معلم می‌تواند به شناسایی زودهنگام مشکلات و یافتن راه‌حل کمک کند.

در کنار دانش‌آموز و خانواده، معلم هم در شکل‌گیری فرهنگ یادگیری نقش مهمی دارد. یکی از معلمان تاکید می‌کند که معلم باید خود الگوی خوبی برای دانش‌آموز باشد: «معلم باید مطالعه داشته باشد تا دانش‌آموز نیز از او یاد بگیرد. دانش‌آموز فقط محتوای کتاب را از معلم نمی‌آموزد، بلکه رفتار، علاقه به مطالعه، شیوه‌ی تفکر و برخورد معلم با دانش و یادگیری را نیز مشاهده می‌کند.»

اگر قرار است فرهنگ مطالعه در میان دانش‌آموزان تقویت شود، خود محیط آموزشی باید نمونه‌ای از این فرهنگ باشد. معلمی که مطالعه می‌کند، دانش خود را به‌روز نگه می‌دارد و با علاقه درباره‌ی موضوعات مختلف صحبت می‌کند، می‌تواند بدون تحمیل، دانش‌آموزان را به یادگیری بیشتر تشویق کند.

در کنار عوامل مربوط به دانش‌آموز، خانواده و معلم، مشکلات ساختاری نیز بر کیفیت آموزش تاثیر می‌گذارد. یکی از معلمان می‌گوید: «قدیمی بودن سیستم آموزشی و کمبود مواد آموزشی در مراکز آموزشی نیز تاثیرات خود را دارد.»

روش‌های آموزشی، محتوای درسی و منابع مورد استفاده باید با نیازهای امروز دانش‌آموزان هماهنگ باشند. دانش‌آموزی که انگیزه‌ی یادگیری دارد نیز در صورت نبود کتاب، مواد کمک‌آموزشی و محیط مناسب ممکن است با محدودیت‌هایی روبه‌رو شود.

در شرایطی که بسیاری از دختران افغانستان امکان حضور در مکتب و دانشگاه را از دست داده‌اند، آموزش آنلاین برای شماری از آنان به یکی از راه‌های ادامه‌ی یادگیری تبدیل شده است. اما آموزش از پشت صفحه‌ی موبایل یا کمپیوتر، تجربه‌ای کاملاً متفاوت با نشستن در یک صنف حضوری است.

برای فهم بهتر این تفاوت، از یکی از معلمان پرسیدم که آموزش آنلاین دختران را چگونه می‌بیند؛ آیا دختران هنوز انگیزه‌ی یادگیری دارند؟ فضای صنف آنلاین چگونه است؟ معلم و شاگرد در این نوع آموزش با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند؟

جواب او فقط درباره‌ی آموزش آنلاین نبود؛ بیشتر شبیه روایت بخشی از واقعیت زندگی دخترانی بود که تلاش می‌کنند در شرایط دشوار، رابطهٔ خود را با درس و آینده حفظ کنند. او می‌گفت: «دختران هنوز انگیزه دارند؛ شاید حتی بیشتر از چیزی که ما فکر می‌کنیم؛ اما انگیزه به تنهایی کافی نیست. وقتی شاگرد با مشکل اینترنت، برق، موبایل، هزینه و گاهی محدودیت‌های خانوادگی روبه‌رو باشد، نمی‌توانیم فقط از او بخواهیم که بیشتر تلاش کند.»

یکی از تفاوت‌های مهم میان صنف حضوری و آنلاین، ارتباط انسانی میان معلم و دانش‌آموز است. در صنف حضوری معلم می‌تواند حالت چهره‌ی شاگرد را ببیند، متوجه خستگی یا بی‌حوصلگی او شود، بفهمد چه کسی درس را متوجه نشده و حتی گاهی بدون آنکه شاگرد چیزی بگوید، متوجه مشکل او شود. اما در صنف آنلاین این ارتباط بسیار محدودتر است.

گاهی شاگرد در صنف آنلاین حضور دارد؛ اما معلوم نیست واقعاً با درس همراه است یا نه. ممکن است دوربین خاموش باشد، اینترنت ضعیف شود، صدا قطع شود یا شاگرد به دلیل شرایط خانه نتواند با آزادی و تمرکز در بحث شرکت کند.

این معلم از یک مشکل دیگر نیز سخن می‌گوید؛ دسترسی برابر به آموزش آنلاین برای همه‌ی دختران یکسان نیست. برای یک دانش‌آموز داشتن لپ‌تاپ، اینترنت مناسب، برق منظم و یک اتاق آرام شاید امری عادی باشد؛ اما برای دانش‌آموز دیگری حتی پیدا کردن چند ساعت اینترنت و یک جای مناسب برای نشستن و درس خواندن می‌تواند خودش یک چالش باشد.

در چنین شرایطی غیبت یا خاموش بودن دوربین همیشه به معنای بی‌انگیزگی نیست. گاهی پشت یک صفحه‌ی خاموش، دختری نشسته است که فقط تلاش می‌کند صنف را از دست ندهد.

شاید این یکی از مهم‌ترین نکاتی باشد که باید درباره‌ی آموزش آنلاین دختران گفته شود. وقتی یک دختر با اینترنت ضعیف وارد صنف می‌شود، وقتی برای وصل شدن دوباره تلاش می‌کند یا وقتی با امکانات محدود کارخانگی را انجام می‌دهد، ممکن است از بیرون فقط یک دانش‌آموز آنلاین دیده شود؛ اما پشت این حضور گاهی تلاش بزرگی برای حفظ ارتباط با آموزش وجود دارد.

از طرف دیگر آموزش آنلاین برای معلمان نیز آسان نیست. معلم باید در شرایطی تدریس کند که ممکن است خودش با مشکلات اینترنت، برق و ابزارهای آموزشی روبه‌رو باشد. ارتباط مستقیم با شاگرد کمتر است و ارزیابی میزان یادگیری نیز دشوارتر می‌شود.

این معلم تاکید می‌کند که نباید آموزش آنلاین را جایگزین کامل آموزش حضوری دانست. هرکدام ویژگی‌ها و محدودیت‌های خود را دارند. صنف حضوری فرصت بیشتری برای تعامل، کار گروهی، ارتباط مستقیم و شناخت بهتر دانش‌آموز فراهم می‌کند، در حالی که آموزش آنلاین در شرایطی که حضور فیزیکی ممکن نیست، می‌تواند راهی برای حفظ ارتباط دختران با آموزش باشد.

شاید مهم‌ترین نکته در صحبت‌های او این باشد که نباید درباره‌ی دخترانی که در آموزش آنلاین شرکت می‌کنند، فقط از زاویه‌ی شاگرد نگاه کنیم. آن‌ها دانش‌آموزانی هستند که در کنار درس، با مجموعه‌ای از شرایط زندگی نیز مقابله می‌کنند.

او می‌گوید: «ما نباید فقط از دختران بخواهیم که قوی باشند. باید ببینیم خودِ ما چه زمینه‌ای برای قوی ماندن آن‌ها فراهم کردیم.» این جمله شاید خلاصه‌ی بسیاری از مشکلات آموزش آنلاین دختران باشد. از یک دانش‌آموز نمی‌توان انتظار داشت در هر شرایطی عملکرد یکسانی داشته باشد، در حالی که دسترسی او به امکانات آموزشی، اینترنت، فضای مناسب و حمایت یکسان نیست.

در میان تمام این دشواری‌ها چیزی که نباید نادیده گرفته شود انگیزه‌ی دختران برای ادامه‌ی یادگیری است. بسیاری از آنان هنوز می‌خواهند زبان بیاموزند، کتاب بخوانند، مهارت کسب کنند، امتحان بدهند و برای آینده‌ی خود آماده شوند.

این پرسش شاید ما را از قضاوت کردن دانش‌آموز به سمت فهمیدن شرایط او ببرد و همین می‌تواند نقطه‌ی آغاز یک نگاه انسانی‌تر به آموزش آنلاین دختران افغانستان باشد.

روز معلم در افغانستان در سال‌های گذشته با برگزاری مراسم در مکاتب، مراکز آموزشی و نهادهای معارف گرامی داشته شده است. در چنین برنامه‌هایی معمولاً سخنرانی، شعر، برنامه‌های فرهنگی و تقدیر از معلمان برگزار می‌شود.

قدردانی از معلم نباید به فشار مالی بر دانش‌آموز تبدیل شود. وزارت معارف افغانستان در سال ۲۰۱۹ اعلام کرده بود که جمع‌آوری اجباری پول از دانش‌آموزان و تهیه‌ی اجباری هدایا برای تجلیل از روز معلم ممنوع است.

احترام به معلم لزوماً به هدیهٔ قیمتی نیاز ندارد. یک نامهٔ صمیمانه، یک شاخه گل، یک شعر، یک نقاشی یا چند کلمه‌ی صادقانه نیز می‌تواند برای یک معلم ارزشمند باشد.

تاثیر یک معلم همیشه در نمره‌ی امتحان دیده نمی‌شود. ممکن است سال‌ها بعد داکتری که جان یک انسان را نجات می‌دهد، انجنیری که ساختمانی می‌سازد، نویسنده‌ای که صدای جامعهٔ خود می‌شود یا آموزگاری که نسل دیگری را آموزش می‌دهد، بخشی از مسیر خود را مدیون معلمی باشد که سال‌ها پیش به او انگیزه داده است.

حمایت از معلم فقط حمایت از یک شغل نیست؛ حمایت از کیفیت یادگیری و فرصت‌های نسل آینده است.

اگر بخواهیم روز معلم را واقعاً معنا کنیم، نباید این توجه تنها به یک روز در سال محدود شود. معلم به آموزش حرفه‌ای، منابع مناسب، محیط کاری مطلوب، امنیت شغلی، احترام اجتماعی و فرصت رشد نیاز دارد.

در کنار آن دانش‌آموز نیز باید انگیزه و مسئولیت‌پذیری بیشتری نسبت به آینده‌ی خود داشته باشد؛ خانواده باید وضعیت تحصیلی فرزندش را پیگیری کند و مکتب باید زمینه‌ی همکاری میان معلم، خانواده و دانش‌آموز را فراهم سازد.

آموزش یک زنجیره است. دانش‌آموز، خانواده، معلم، مکتب و نظام آموزشی هرکدام بخشی از این زنجیره‌اند و ضعف در هر بخش می‌تواند بر بخش‌های دیگر اثر بگذارد.

روز معلم فقط فرصتی برای گفتن «روزت مبارک، استاد» نیست. این روز باید ما را به یک پرسش مهم برساند: ما برای معلمی که آیندهٔ فرزندان ما را می‌سازد، چه آینده‌ای ساختیم؟

اگر از معلم انتظار داریم نسلی باسواد، خلاق، مسئول، آگاه و صلح‌دوست تربیت کند، باید شرایطی فراهم شود که خود او نیز فرصت یادگیری، رشد و تدریس موثر داشته باشد. در افغانستان شاید بهترین هدیه به معلم، برگزاری یک مراسم یک‌روزه نباشد؛ بلکه این است که آموزش را جدی بگیریم، فرصت یادگیری کودکان را حفظ کنیم، خانواده‌ها را به مشارکت بیشتر تشویق کنیم، دانش‌آموزان را به مطالعه علاقه‌مند سازیم و برای معلمان فرصت و امکانات لازم را فراهم کنیم.

شاید زیباترین پیام این روز همان باشد: یاد بگیر، چون آینده هنوز نوشته نشده است.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000