در روزی که باید بوی بهار و سبزه در دامنههای هرات میپیچید، بوی باروت و خون فضای روستای دهمیری در ولسوالی انجیل را فرا گرفت. جایی که مردم برای زیارت، دعا و ساعتی رهایی از فشار زندگی گردهم آمده بودند، به میدان کشتار و مرگ تبدیل شد. این فقط یک حمله نبود؛ روایتی بود از تکرار یک الگو – الگوی نسلکشی و خشونت هدفمند علیه مردمی که سالهاست در حاشیهی امنیت و در متن ترس زندگی میکنند.
طالبان همچنان از «امنیت سرتاسری» سخن میگویند؛ اما دهمیری، این ادعا را با صدای گلوله و فریاد زنان و کودکان به چالش کشیده است. طالبان در مورد امنیت، دروغ میگویند یا خود عامل کشتاراند و فقط شعار میدهند که امنیت تامینشده است!
حمله در دهمیری؛ روایت یک کشتار
مردم از شهر هرات و اطراف روستای دهمیری جمع شده بودند تا روز جمعه را متفاوتتر پشت سر کنند. در ویدیوهایی که در رسانههای اجتماعی نشر شده، نشان میدهند که مردم خیمههای کوچک تفریحی داشتند تا بتوانند راحتتر غذا بخورند و در آرامش با اعضای خانواده بنشینند. آرامش و امنیت حق اساسی مردم است؛ اما آن خیمهها به چادرهای مرگ و اندوه تبدیل شدند.
جزییات این حمله به روشنی نشان میدهد که با یک اقدام سازمانیافته و هدفمند روبهرو هستیم. ساعت ۳:۱۵ پس از چاشت روز جمعه ۲۱ حمل ۱۴۰۵، چهار مرد مسلح با دو موترسایکل به زیارت «سید محمدآقا سبزپوش» در روستای دهمیری ولسوالی انجیل ولایت هرات حمله کردند. سه نفر از آنها کلاشینکوف و یکی از آنها تقنگچه داشتند.
در آغاز، مردم گمان کردند که دزدان آمدهاند. مهاجمان مردان را از زنان جدا کردند، تلفنهای همراه را گرفتند و فضا را به کنترل خود درآوردند؛ اما آنچه در ادامه رخ داد، نه سرقت بود و نه یک حادثهی معمولی – بلکه یک قتلعام حسابشده بود.
ارباب روستا، سلطان احمد، وقتی از ماجرا آگاه شد، با دو فرزندش به محل رفت؛ اما پیش از آنکه به چیزی دست یابد، به گلوله بسته شدند. او و دو فرزندش درجا کشته شدند. خادم زیارت نیز تیرباران شد.
زنان و کودکان را جدا کردند و مردانی را که با خانوادههای خود در آنجا بودند، به ریسمان بستند و سپس هدف گلوله قرار دادند. زنان که از ترس به فرار تلاش کردند، هدف تیراندازی قرار گرفتند و دو زن در میان هیاهو کشته شدند.
این خشونت تنها محدود به باشندگان دهمیری نبود. هفت نفر از باشندگان بکرآباد هرات که برای تفریح آمده بودند نیز توسط تروریستان نشانه گرفته شدند و جان باختند. از یک خانواده، مادر، دختر و پسر کشته شدند و تنها پدر زخمی باقی ماند. این چیزهاییست که طالبان کتمان میکنند.
آماری طالبان بیرون دادهاند، ۱۱ نفر کشته شدهاند؛ اما منابع محلی و شفاخانهها از انتقال بیش از ۳۵ تا ۴۰ نفر کشته سخن میگویند. این تفاوت فاحش، خود بخشی از بحران است: پنهانکاری، ابهام و انکار.
خشم در خیابان؛ راهپیمایی در سایهی تهدید
در واکنش به این فاجعه، هزاران تن از باشندگان هرات، از شیعه و سنی و به ویژه مردم هزاره، امروز سه شنبه، ۲۵ حمل به خیابانها آمدند. این راهپیمایی، نه فقط یک اعتراض، بلکه فریادی علیه ترس، حذف و بیعدالتی است.
با آن که طالبان مانع اعتراض خیابانی مردم شده و هشدار داده بودند که نمیتوانند امنیت راهپیمایی را تأمین کنند، باز هم مردم به طور بسیار پرشور و گسترده به خیابانها آمدند و شعار عدالت و تامین امنیت سر دادند.
نوراحمد اسلامجار، والی طالبان در هرات، از علما خواست مراسم و راهپیمایی را لغو کنند و هشدار داد که نمیتواند امنیت آن را تأمین کند. همین جمله، خود اعتراف تلخیست: حاکمیتی که ادعای امنیت دارد، حتا از تأمین امنیت یک راهپیمایی مسالمتآمیز عاجز است. در نهایت، بخشی از برنامهها لغو شد؛ اما خشم مردم خاموش نشد.
معترضان شعار میدادند که «قتلهای هدفمند نمیتواند ما را از باورها و مراسم مذهبیمان بازدارد.» این شعارها نشان میدهد که مردم، با وجود تهدید، هنوز بر هویت و حق خود ایستادهاند.
پیشینهی یک فاجعه؛ تکرار خشونت علیه شیعیان
دهمیری یک استثنا نیست؛ ادامهی یک روند است.
در سالهای اخیر، هزارهها و شیعیان در هرات بارها هدف حملههای مشابه قرار گرفتهاند:
- تیراندازی بر ملاهای شیعه در جبرییل؛
- حمله به نمازگزاران در ولسوالی گذره؛
و ترورها و اختطافهای هدفمند در بخشهای هزارهنشین هرات.
ملیحه، یکی از باشندگان هرات، میگوید:
«کشتار در انجیل، این حمله و ترورکردن شیعیان در هرات بار اول نیست. در این چند سال، بارها ملاهای شیعه در جبرییل در روز روشن تیرباران شدند. مردم در ماه محرم زیر فشار، تهدید و لتوکوب مراسم برگزار کردند. طالبان بارها پرچمها و ایستگاههای صلواتی را تخریب کردهاند و حتا ملاها را بازداشت کردهاند.»
این روایت نشان میدهد که فشار بر شیعیان فقط به حملههای مسلحانه محدود نمیشود؛ بلکه یک روند چندلایه از حذف، محدودیت و تحقیر است.
طاهر زهیر، والی پیشین بامیان، این وضعیت را چنین توصیف میکند:
«این رویداد در زیر چتر سیاستی رخ داده که شیعهها و هزارهها را از ساختار سیاسی و اجتماعی حذف کرده است.»
وقتی حذف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بهصورت همزمان جریان دارد، خشونت فیزیکی دیگر یک حادثه نیست، بلکه نتیجهی طبیعی یک سیاست و اعتقاد است.
واکنشها
این رویداد واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از افغانستان برانگیخته است. همهی فعالان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و رسانهای و همینطور مردم عادی واکنشهای تندی نشان دادهاند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژهی حقوق بشر سازمان ملل، خواستار بررسی مستقل این حمله شد و تأکید کرد که این رویداد به نظر میرسد بخشی از یک «الگو» باشد.
محمدکریم خلیلی این حمله را «ادامهی کشتارهای هدفمند و جنایت علیه بشریت» خواند و محمد محقق آن را ریشهدار در «افکار افراطی طالبان» دانست.
نصیر احمد فایق نیز نوشته است:
«افغانستان امن نیست. گروههای افراطی میتوانند بدون هراس از پاسخگویی، حملات سازمانیافته انجام دهند.»
جبههی آزادی افغانستان اعلام کرد که کشور به «لانهی امن گروههای هراسافگن» تبدیل شده و هیچگونه امنیت فزیکی و روانی برای مردم وجود ندارد.
جبههی مقاومت ملی نیز این حمله را «ادامهی سیاست نظاممند ترور و وحشتآفرینی» خواند.
در سطح مردمی نیز خشم و بیاعتمادی موج میزند. وکیلاحمد، باشندهی هرات، میگوید:
«اگر طالبان نتوانند یا نخواهند امنیت شیعیان را تأمین کنند، این کشتارها ادامه خواهد داشت.»
شاکرالله نیز میگوید:
«اگر طالبان در این کشتارها دست ندارند، چرا پاسخ نمیدهند؟ چرا امنیت را تأمین نمیکنند؟»
این پرسش، در نوع خود، پرسش جمعی از سوی تمام مردم است. مردم میپرسند، کجاست امنیتی که طالبان از آن دم میزنند؛ اما در سایهی آن مردم به طور گروهی مورد کشتار و رگبار قرار میگیرند.
امنیتی که به یک روایت بدل شده است
دهمیری فقط یک روستا نیست؛ نماد یک وضعیت است. وضعیتی که در آن، مردم نهتنها از مرگ، بلکه از فراموششدن نیز میترسند. از نادیده گرفتهشدن و بیتفاوتی گروه حاکم در مورد امنیت خود. شیعیان میگویند که طالبان امنیت آنها را تامین نمیکنند یا خود عامل و تسهیلکنندهی حملههای تروریستی به جان آنها هستند.
وقتی آمار قربانیان پنهان میشود، وقتی اعتراضها سرکوب میشود، وقتی هیچکس پاسخگو نیست – خشونت تنها در گلوله خلاصه نمیشود؛ بلکه به یک ساختار تبدیل میشود.
طالبان از امنیت سخن میگویند؛ اما امنیت فقط نبود انفجار نیست. امنیت یعنی حق زندگی، حق باور، حق حضور بدون ترس. چیزهایی که در دهمیری، بار دیگر به رگبار بسته شدند و گلولههای تروریستان ثابت کردند که طالبان در مورد «امنیت سراسری» دروغ میگویند یا صادق نیستند.
اگر این روند ادامه یابد، دهمیری آخرین مورد کشتار هدفمند شیعیان نخواهد بود و این روند در انجیل پایان نخواهد یافت.
و این همان چیزی است که باید از آن ترسید – دوام کشتار و حذف باورها.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه