امسال یک حس شور و شوق در دلم جا گرفته بود. میخواستم آماده شوم برای امتحان کانکور ۱۴۰۵. آنقدر منتظر این لحظهی شیرین بودم که یادم رفته بود ما دختران مظلوم افغانستان پنج سال شده حق نداریم به پوهنتون برویم. با خودم در گوشهای از اتاقم نشسته بودم و در خیال کانکورم بودم. برای خودم مسیرهای پر از چالشهای برانگیز طرح میکردم. میگفتم: من باید داکتر شوم و هم میخواهم استاد در بهترین دانشگاه افغانستان باشم. باید آنقدر درس بخوانم و آنقدر کوشش کنم که درجهی نمراتم از برادرم «مصطفی» بالا باشد، که خود برادرم با تشویقهای محکماش بگوید: «آفرین خواهرم، این حق همهی زحماتت بود.» یا آن روزی که قرار است من بروم در محیط امتحان، آیا چه حسی پیدا میکنم؟ یا اگر من خوب درس بخوانم و اولنمرهی عمومی شوم، آیا واکنش خانوادهام چه خواهد بود؟ در ذهنم این سوالات هیجانانگیز هی مرور و تکرار میشد و اشتیاقم برای درس خواندن بیشتر از روزهای قبل میگردید. جالبی آن در اینجاست که ذهنم برای اولین بار آنقدر محو آن خیالپردازیها شده بود که همهی مشکلات حاکم و تمام ممانعتها دور شده بود.
یک ساعت گذشت و برادرم داخل اتاق شد. با دیدن برادرم یادم آمد من اصلاً حق ندارم امتحان کانکور دهم. بعد از آنهمه خیالپردازی، دوباره آن غمهای سنگین روزگار به سراغم آمد. یادم آمد آن حسرتهای همهروزه که پسران را در راه کورسهای آمادگی میدیدم. با دیدن تکتک پسرانی که کتابهای کانکور در دستشان است، قلبم به آتش میآید، وقتی آنها با چهرههای پر از امید به طرف دانشگاه میروند؛ اما ما فقط آنها را از دور تماشا میکنیم و حرفی که همیشه در دلمان پرسه میزند این است: «ای کاش ما هم میرفتیم…» خسته شدیم از این بدبختیهای روزگار و اینهمه فشار فقر جامعه، که در این وسط فقط دختران قربانی این جنایتهای بیعادلانه میشوند. ای کاش خانوادههای ما هم اندکی ما را درک میکردند که دخترانشان از بازماندن از حق و تحصیلشان چقدر زجر میکشند. ولی در جهان امروزی، اولین کشوری که دخترانش مورد ظلم و ستم قرار میگیرند، افغانستان است.
ولی من این شرایط سخت و پر از چالش برانگیز را یک فرصت برای جنگیدن در مقابل طالبان میشمارم. تا آخر، افغانستان اینطور باقی نمیماند. افغانستان را کسانی آباد خواهند کرد که در حاکمیت طالبان زجر دیده و ستم دیدهاند. این دختران مظلوم و شجاع که در مقابل طالبان ایستادهاند، اینها هستند که افغانستان را به آبادی میرسانند؛ نه آنها که از پشت پرده داد میزنند: «ما پشت مردم افغانستان هستیم.» نه! اینها فقط چند تکه حرفهای پیشپاافتاده است. اگر شما میخواهید از حق دختران مظلوم افغانستان دفاع کنید، بیایید در مقابل طالبان ایستاد شوید، نه با چند ویدیوی کوتاه و با پیسههایی که ارزش انسانیت را ندارد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه