در افغانستان امروز، حرفزدن از کتاب هیچ مقبول مردم نیست، گاهی شبیه حرفزدن از چیزی دور، غیرواقعی و غیرضروری به نظر میرسد. مردم و جوانان افغانستان طوری رفتار میکنند که ضرورت به آگاهی و کتاب را در رفتار خود حس نمیکنند. بهتر است بگوییم که در افغانستان هیچگاهی فرهنگ ضرورت به آگاهی و کتاب آنچنان نهادینه نشده که رفتار اجتماعی – فرهنگی مردم را تلنگر زده باشد.
افغانستان کشوری بوده است که مردمش بیشتر از کتاب، نان و کار و راه فرار جستوجو میکنند. سالها جنگ، فروپاشی، مهاجرت، سانسور، فقر و اکنون حاکمیت طالبان، جامعه را چنان خسته و فرسوده کردهاند که کتابخواندن برای مردم هیچگاهی بخشی از زندگی روزمره نشد؛ اما شاید دقیق در چنین زمانهای، کتاب مهمتر و بهتر از هر وقت دیگر باشد و ضرورت به آن احساس شود. بهویژه کتابهایی که فقط روایت تاریخ نیستند، بلکه روایت سرنوشت ملتها، شکستها، استعمار، مقاومت و امید بودهاند.
«نگاهی به تاریخ جهان» اثر جواهر لعل نهرو یکی از همان کتابهاست. کتابی که نه در زمان صلح، نه در آرامش خانه و نه در یک کتابخانهی مجهز، بلکه در زندان نوشته شد. نهرو این کتاب را زمانی نوشت که هند هنوز زیر سلطهی استعمار بریتانیا بود و خودش به دلیل مبارزه برای استقلال کشورش در زندان به سر میبرد. او از پشت دیوارهای زندان برای دخترش، ایندیرا، نامه مینوشت. نامههایی که بعدها به یکی از مهمترین آثار تاریخنگاری معاصر تبدیل شد.
برای من خواندن کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» از جواهر لعل نهرو که در سه جلد گردآوری شده است بسیار تاثیرگذار بوده است.
وقتی از دانشگاه فارغالتحصیل شدم، یک از رفیقان خوبم، این کتاب را به جای دستهی گل، چپن، کفش و کلاه، به حیث تحفهی فراغتم هدیه داد.
در سال ۲۰۲۱ و پس از تسلط طالبان بر افغانستان خواستم که به خواندن این کتاب شروع کنم. کتاب که مجموع نامههای نهرو به دخترش است و روی تاریخ جهان بحث میکند و هند در محور تحلیل قرار دارد، بسیار جذاب و خواندنی است.
در هفتههای اول همهروزه چند برگ از جلد اول کتاب نهرو را میخواندم که با مقدمهی مترجم و سپس مقدمهی نویسنده شروع میشود و اولین نامه به مناسبت روز تولد دخترش ایندیرا گاندی، است.
اما نتوانستم به طور منظم کتاب را بخوانم و به پایان برسانم، گاهی به خاطر وضعیتی که در کابل داشتیم و پریشانیهای ناشی از وضعیت طالبانی و بیسرنوشتی، حتا در هفته به سختی یک بار روی کتاب را باز میکردم. وقتی از افغانستان بیرون شدم، کتابها را هم با خود آوردم و در دنیای مهاجرت خواندم و لذت و درد احساس کردم. کتابهایی که سرنوشت تاریخی مردم را به تصویر میکشند، همزمان لذت و رنج را در پیامهای خود نهفته دارد.
در مقدمه، نویسنده این پرسش را مطرح کرده است:
«نمیدانم که این نامهها چهوقت و در کجا انتشار خواهد یافت. و اصلا منتشر میشود یانه؟ زیرا هند امروز سرزمین شکفتانگیزی است و پیشگوییکردن در آن کاری است دشوار. بااینهمه اکنون که فرصتی دارم، بهنوشتن این سطور میپردازم پیش از آنکه حوادث مرا از چنین کاری بازدارند.»
نهرو؛ مردی که میخواست هند خودش را بشناسد
جواهر لعل نهرو در سال ۱۸۸۹ در هند به دنیا آمد، در دورانی که هند هنوز مستعمرهی بریتانیا بود. او در یک خانوادهی مرفه و سیاسی بزرگ شد، در بهترین دانشگاههای بریتانیا درس خواند و میتوانست مانند بسیاری از نخبگان مستعمره، زندگی آرام و موفقی داشته باشد؛ اما راه دیگری را انتخاب کرد. «مبارزه برای آزادی هند.»
نهرو از رهبران اصلی جنبش استقلال هند و از نزدیکترین چهرهها به مهاتما گاندی بود. او سالهای زیادی را در زندانهای حکومت استعماری بریتانیا سپری کرد. زندان برای او فقط محل مجازات نبود. جایی بود برای اندیشیدن، خواندن و نوشتن. بسیاری از مهمترین آثارش، از جمله «نگاهی به تاریخ جهان»، در همان دوران زندان نوشته شدند.
او پس از استقلال هند، نخستین نخستوزیر این کشور شد و نقشی تعیینکننده در شکلگیری هند مدرن داشت. نهرو تنها یک سیاستمدار نبود. او روشنفکری بود که باور داشت ملتها بدون شناخت تاریخ و بدون آگاهی، دوباره قربانی استعمار، استبداد و عقبماندگی خواهند شد.
شاید به همین دلیل است که «نگاهی به تاریخ جهان» فقط یک کتاب تاریخی نیست؛ تلاشی است برای توضیح جهان به نسل جوان. نهرو در این کتاب نمیخواهد فقط تاریخ شاهان و جنگها را روایت کند. او دربارهی سرنوشت ملتها، نقش استعمار، انقلابها، فقر، علم، فرهنگ و مبارزهی مردم مینویسد.
نهرو در نخستین نامهاش که در ۱۶ اکتبر ۱۹۳۰ از زندان «ننی» به مناسبت سیزدهمین سالروز تولد دخترش نوشته است:
«عادت کردهای که در روز تولدت هدایایی همراه با تبریکات از من دریافت داری. اکنون تبریکات فراوان خود را برایت میفرستم؛ اما از زندان ننی که در آن هستم چه هدیهای میتوان برایت تهیه کرد؟ هدایایی که از اینجا میفرستم نمیتوانند مادی و محسوس باشند. فقط میتوانند چیزهایی از نوع هوا و فکر و روح – از آنگونه که ممکن است پریان به ارمغان بیاورند که حتا دیوارهای زندانهم نمی توانند مانع شوند.»
این جملهها فقط یک تبریک پدرانه نیست، بلکه دفاعیهای از دانایی و آزادی است. نهرو میدانست که انسان را میشود زندانی کرد، اما اندیشه را نه. او از زندان به مناسبت سالروز تولد دخترش، اندیشه و پیام آگاهی هدیه داد.
تاریخ از زاویهی دید آسیا
یکی از مهمترین ویژگیهای «نگاهی به تاریخ جهان» این است که تاریخ را از انحصار نگاه غربی بیرون میآورد. در این کتاب، نهرو در زندانی در هند نشسته است و از آسیا به جهان نگاه میکند و تاریخ را از زاویهی ملتهایی روایت میکند که سالها زیر سلطهی استعمار زیستهاند.
نهرو در این کتاب از تمدنهای باستانی مصر، چین، هند و بینالنهرین مینویسد. از انقلاب فرانسه، انقلاب صنعتی بریتانیا، جنگهای جهانی، ظهور فاشیسم، استعمار اروپا، انقلاب روسیه، استبداد مذهبی و جنبشهای استقلالطلبانهی آسیا و آفریقا بحث میکند. آنچه این کتاب را متفاوتتر نشان میدهد، فقط گستردگی تاریخی آن نیست، بلکه نوع نگاه نهرو به تاریخ است.
او تاریخ را فقط مجموعهای از تاریخها و نامها نمیبیند. در روایت نهرو، تاریخ به زندگی انسانها، به فقر، به سلطه، به مقاومت و به امید گره خورده است. او آسیا و شرق را حاشیهی تاریخ نمیداند، بلکه آن را بخشی مهم از شکلگیری جهان معاصر میبیند.
محور اصلی این کتاب سرزمین هند است. در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان»، نویسنده از هند زیر استعمار بریتانیا، ابتدا به تاریخ دور مینگرد و در بستر زمان پیشروی میکند تا به تاریخ معاصر خود میرسد. روایت و تحلیل تاریخ از این نوع که نهرو انجام داده است توجه ویژهای به جغرافیای رخدادها دارد (جاهایی که بیشتر مورد مناقشه و منازعهی قدرتها بوده و از همان جهت آسیب دیدهاند). بنابراین آسیا و تقابل تاریخی شرق و غرب دیگر محور اصلی کتاب است. از دیگر ارزشهای کتاب باید به توالی و ارتباط رخدادهای جهان با یکدیگر نام برد. رویکرد تاریخی اثر، درسگرفتن از تاریخ است و در اینجا، نویسنده هرگز ادای بیطرفی و خنثامنشی ندارد. او یک هندی اصیل است که در نقل تاریخ کشورش و جهان به استعمار و استبداد از همان ابتدا حساسیت ویژهای نشان میدهد.
نهرو در مقدمهی کتاب مینویسد که هنگام نگارش این نامهها در زندانی بود که کتابخانهای نداشت و کتابهای اندکی در اختیارش قرار میگرفت. او بسیاری از مطلبها را از حافظه و یادداشتهای پراکندهاش نوشت. همین مورد ارزش کتاب را بیشتر کرده است. کتابی که از دل زندان و محدودیت بیرون آمد، اما هنوز پس از دههها زنده و خواندنی باقی مانده است.
ترجمهی فارسی این اثر توسط محمود تفضلی انجام شد. ترجمهای که در ایران با استقبال گستردهی خوانندگان روبهرو شد. نهرو پس از دریافت نسخهی فارسی کتاب، در نامهای برای محمود تفضلی نوشت:
«شنیدهام که این کتاب در ایران موقعیت خوبی کسب کردهاست و استقبال شایانی از جانب دانشجویان و عموم مردم از آن شدهاست. امیدوارم این کتاب سبب تفاهم بیشتر میان ایران و هند بشود. با احساسات صمیمانه. ارادتمند. جواهر لعل نهرو.»
ایندیرا گاندی، دختر نهرو و دختران محروم افغانستان
سه سال پیشتر از شروع نوشتن این نامهها (نگاهی به تاریخ جهان)، در تابستان سال ۱۹۲۸، ایندیرا، دختر نهرو که در آن وقت دهساله بود، دور از پدرش زندگی میکرد. نهرو در آن تابستان نامههایی برای دخترش نوشت و در آنها با زبانی ساده داستان آفرینش زمین، پیداشدن زندگی و شکلگیری نخستین اجتماعات بشری را توضیح داد. سالها بعد، زمانی که خودش در زندان بود، این نامهها ادامه یافتند و تبدیل به «نگاهی به تاریخ جهان» شدند.
ایندیرا گاندی بعدها نخستوزیر هند شد. زنی که در یکی از مهمترین دورههای سیاسی هند رهبری این کشور را برعهده داشت. بدون شک، آن نامهها و آن آموزشها در شکلگیری شخصیت سیاسی و فکری او بیتاثیر نبودند.
وقتی این بخش از زندگی نهرو و دخترش را میخوانیم و بعد به افغانستان امروز نگاه میکنیم، درد ما عمیقتر میشود.
امروز میلیونها دختر در افغانستان از آموزش محروماند. طالبان فقط دروازهی مکتب و دانشگاه را نبستهاند، بلکه آنها در حقیقت راه رسیدن به آینده را بستهاند. دختری که باید کتاب بخواند، تاریخ بیاموزد، جهان را بشناسد و برای آیندهاش تصمیم بگیرد، امروز پشت دروازههای بسته مانده است.
شاید دردناکترین بخش خواندن کتاب نهرو برای یک خوانندهی افغانستانی همین باشد:
در هندِ زیر استعمار، پدری از زندان برای دخترش دربارهی تاریخ جهان مینوشت؛ اما در افغانستان امروز، دختران از ابتداییترین حق انسانی خود «آموزش و تحصیل» محروماند.
در کشوری که جوانانش بیشتر از کتاب، به فکر مهاجرتاند و بیشتر از کتابخانه، مسیر مرزها را بلد شدهاند، صحبتکردن از کتاب شاید عجیب به نظر برسد؛ اما حقیقت این است که جامعهای که از کتاب دور شود، حافظهی تاریخی خود را از دست میدهد. مردمی که تاریخ نخوانند، آسانتر قربانی استبداد، افراطگرایی و تکرار فاجعه میشوند. چیزی که همین حال در افغانستان رخ داده است.
شاید به همین دلیل است که خواندن «نگاهی به تاریخ جهان» فقط مطالعهی یک کتاب تاریخی نیست. خواندن این کتاب و هر کتاب دیگری، میتواند تلاشی باشد برای فهم اینکه ملتها چگونه سقوط میکنند، چگونه استعمار میشوند، چگونه مبارزه میکنند و چگونه دوباره خود را میسازند.
برای جامعهای مثل افغانستان، کتاب فقط وسیلهی دانایی نیست، آخرین شکل مقاومت است. مقاومت آگاهانه و تاثیرگذار است و آینده را نیز بهتر تضمین میکند.
میخواهم یادآوری کنم که این یادداشت هرگز درخور کتابی با چنین حجم و محتوا نیست، فقط تلاشی برای معرفی کتاب و ترغیب جوانان برای خواندن کتاب است که بیشتر از هر چیز دیگر و هر کار دیگر یک نیاز جدیتر در جامعه است. در این کتاب سه جلدی جنگها، استعمارها، استبدادهای دینی، اقتصاد، رستاخیزها و رنسانس جهانی و تحولات تاریخی جهان نوشته شده است که هر بخش و عنوان آن نیازمند بحث و بررسی جدی است؛ اما خوب است که هر کس به سهم خویش این کتاب را بشناسد و بخواند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه