دلیل بدبختی، ظلم و بیعدالتی چیست؟ تنها دلیلی که میتواند داشته باشد این است که ما در برابر هر ظلم، بدبختی و بیعدالتی سکوت میکنیم، میترسیم و بین خود تفاهم نداریم. تحصیل کردن را برای ما ممنوع کردند، کار کردن را ممنوع کردند، بیرون شدن را ممنوع کردند؛ چرا؟ دلیلش واضح است؛ سکوت کردیم و ترسیدیم. ما واقعاً از طالبان میترسیم؟ به خاطر چه از کسی بترسیم که هیچ برتری نسبت به ما ندارد و هیچ حقی نسبت به ما ندارد؟ هرچقدر ما سکوت و ترس را اختیار کنیم، برای طالبان انگیزهی بیشتری ایجاد میکنیم. تا حال که سکوت کردیم و ترسیدیم چه شد؟ روز نهم محرم، یعنی تاسوعای حسینی، طالبان با عالمان دین جلسه داشت و اینبار هم مثل همیشه قوانین جدیدی را اعلام کرد؛ اینکه رفتن به علم ممنوع شد و همهی عالمان دین باز هم سکوت و ترس را اختیار کرده و آن را قبول کردند. چرا به جای قبول کردن، این پیشنهاد را رد نکردند؟ چون میترسیدند.
وقتی که یک دختر در یک جمع با صدای بلند حرف میزند، به او میگویند: «تو آبروی ما را بردی!» اما وقتی که در جامعه عزت، آبرو و کرامت انسانی ما پایمال میشود، آبروی شما نمیرود؟ وقتی که خواهران، دختران و مادران شما توسط طالبان بازداشت میشوند، آبروی شما نمیرود؟ بیحجاب بودن دختران فقط یک بهانه است؛ طالبان میخواهند که ما خانهنشین شویم و دست از درس خواندن برداریم. ما دختران گفتیم که باحجاب میباشیم، فقط بگذارید که درس بخوانیم، حتی برقع میپوشیم. چرا قبول نکردند؟ چون بیحجابی دختران فقط یک بهانهی است نه اصل مطلب. اصل مطلب، خانهنشین شدن ماست.
مردان سرزمین! اگر همینطور به سکوت ادامه بدهید، این روزها که سر ما آمده، سر شما هم میآید. از کسانی که به خودشان رحم نمیکنند، چطور ما توقع کمک و همدلی داشته باشیم؟ مردان! اگر متوجه باشید برای خود شما هم محدودیتهایی تعیین شده است؛ اینکه کلاه بپوشید، موهایتان را بتراشید و ریشهایتان را دراز بگذارید. ببینید که برای خود شما هم محدودیتهای تعیین شده است. ای برادران، پدران، خواهران و مادران! برای یک بار هم که شده سکوتِ خودتان را بشکنید و ترسِ خود را رها کنید. بیایید با هم باشیم و برای حقمان بجنگیم و از هم دفاع کنیم. روزبهروز محدودیتها زیاد میشود و سکوت ما زیادتر. فقط یک بار سکوت خودتان را بشکنید و ببینید چه غوغایی میشود؛ آنوقت طالبان خودشان مجبور میشوند که سکوت را اختیار کنند.
من ایمان کامل دارم که خداوند جوابی برای این همه ظلم، ستم و بیعدالتی میدهد. خداوند برای ما چتر نجاتی میفرستد که مانندش در جهانِ هستی نباشد؛ آن هم کسی نیست جز پسرِ فاطمهی زهرا، امام مهدی (ع)؛ وقتی که امام مهدی بیاید، فقط یک دین حکمفرما میشود. چطور ما از مردانی انتظار داشته باشیم که در خانهی خودشان برای ما محدودیتهای تعیین کرده و دست روی ما بلند میکنند؟ ما از اینجور مردان هیچ توقعِ کمک و همدلی نداریم؛ همین کافی است که ما را به حال خودمان رها کنند، این برای ما بزرگترین کمک است.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه