آرزوهای جامانده از کانکور

امسال چهارمین سالی است که دختران در افغانستان از آزمون کانکور محروم‌اند و این بسیار دردآور است. اصلاً چرا؟ جرم دختران چیست؟ آیا جرم ما دختر بودن ماست؟

نمی‌دانم چرا هر سالی که نتایج آزمون کانکور اعلام می‌شود، دردم چندین برابر قبل می‌گردد، بسته بودن مکاتب، بسته بودن دانشگاه‌ها و حتی بسته بودن جاهای تفریحی برای دختران. اما فقط یک دختر می‌تواند این درد را حس کند، بدون اینکه هیچ گناه و جرمی داشته باشد، در حالی که انگار تنها جرمش دختر بودن است.

سالی که صنف دهم بودم، دخترکاکایم امتحان داد و در رشته دلخواه‌اش کامیاب شد. خیلی برایش خوشحال بودیم و من هم شوق زیادی داشتم که امتحان بدهم و در رشته مورد علاقه‌ام قبول شوم. رشته دلخواهم ژورنالیزم بود و بسیار درباره‌اش تحقیق می‌کردم. همان سال کتاب‌های آمادگیِ دخترکاکایم را گرفتم تا کم‌کم شروع کنم و در امتحان‌ها نمره خوبی بگیرم؛ اما متأسفانه به روزی که بتوانم خودم امتحان بدهم نرسیدم.

شوق زیادی برای رفتن به دانشگاه داشتم. همیشه تمام تلاش و امیدم این بود که مکتب را تمام کنم، در رشته دلخواهم کامیاب شوم، به دانشگاه بروم و پس از فراغت، در همان رشته مشغول به کار شوم. می‌خواستم از رسیدن به آرزوهای علمی‌ام لذت ببرم و با افتخار بگویم: «بله، من توانستم!»، اما این‌گونه نشد.

هنوز هم همان کتاب‌ها را نزد خودم نگاه داشته‌ام. آن روز که نتایج اعلام شد، بغض دیگری گلویم را گرفت. رفتم و کتاب‌ها را دیدم که هنوز در آلماری مانده‌اند، چشم‌هایم پر از اشک شد و دلم برای خودم و رویاهایم سوخت، رویاهایی که در دل پرورده بودم، اما نتوانستم به آن‌ها برسم.

همان شب با خواهرم درباره رویاها و آرزوهایی که داشتیم صحبت کردیم و با هم گریستیم. آن شب خواب نمی‌برد، هر دو با دلی پر از بغض نشستیم، بدون اینکه کسی ما را درک کند، یا صدایی از ما بیرون بیاید. فقط باید به رویاهای نرسیده‌ی خود فکر می‌کردیم و با همان بغض به خواب رفتیم، بسیار دردآور بود؛ اما باز هم گذشت.

این روزها می‌گذرند، اما تأثیر بدی روی ما دختران می‌گذارند. ما نباید خاموش بنشینیم؛ بلکه باید تلاش کنیم و از حق خود دفاع نماییم؛ زیرا درس خواندن حق ماست و این حق مسلم ما به شمار می‌رود. ما نباید از گرفتن این حق دست بکشیم، ما دختران قوی هستیم و نباید شکست را بپذیریم.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000