در جغرافیای امروز ما، حقوق و جایگاه مردان بسیار بالاتر از زنان شمرده میشود؛ مردانی که طی این سالها توانستهاند به مکاتب، پوهنتونها و مراکز آموزشی بروند، در حالی که دختران در افغانستان در همین مدت جز محرومیت، ظلم، ستم و رنجِ حاصل از بیعدالتی ندیدهاند. من نرگس هستم، دختری هفدهساله که بارها در خلوت خود اندیشیدهام: «اگر پسر به دنیا میآمدم چه میشد؟ آیا زیستن در قالب یک پسر آسانتر نبود؟» شاید این خیالبافی در نگاه نخست عجیب به نظر برسد؛ اما میدانم این دغدغه تنها برای من نیست، بلکه آرزوی بسیاری از دختران این سرزمین است.
از زبان دختران زیادی شنیدهام که میگویند کاش از آغاز پسر زاده میشدیم تا در این مخمصه و محاصرهی جهل گرفتار نمیشدیم؛ دخترانی که از سر ناچاری حتی آرزوی مرگ زودهنگام را به زبان میآورند. در همان شب تلخی که کابل سقوط کرد و تاریکی حاکم شد، تمام آرزویم این بود که کاش پسر میبودم تا دستکم توان فرار را میداشتم. اکنون اما به جرم دختر بودن، نه تنها زیر فشار محدودیتهای رژیم حاکم له شدهایم، بلکه سایهی ترس بر رفتار خانوادهها نیز سنگینی میکند. بارها با بغض زمزمه کردم که اگر پسر میبودم شاید در قفسی پر از زنجیر محبوس نمیماندم و طعم آزادی را میچشیدم.
همیشه در دل آرزو داشتهام که روزی از دل این خاکسترها برخیزم، به اوج پیروزی برسم و ورود به پوهنتون در سینهام به حسرتی همیشگی بدل نشود. گاهی در خلوت خود را سرزنش میکردم که چرا بیش از عمل غرق در رویاپردازی هستم؛ اما همین خیالها بود که انگیزهی نفس کشیدن را در من زنده نگه میداشت.
اما کمکم به باوری عمیقتر رسیدم؛ نه، راه نجات در انکار هویتم نیست. من یک دخترم! زن، سرچشمهی زندگی، آگاهی و تربیت نسلهاست. با خود گفتم چرا باید تمام فکرم را اسیر حسرتِ پسر بودن کنم؟ میتوان با آموزشهای آنلاین و تلاش فردی مرزها را درهم شکست. ما دختران در افغانستان بازندگان این میدان نیستیم، بلکه رهبران فردای این خاکیم. تاریخ گواه است که پیش از ما، زنانی چون داکتر سیما سمر در دل محدودیتهایی به مراتب سختتر ایستادند و تبدیل به رهبرانی اثرگذار شدند.
ما باید آنچنان سختکوش و مصمم باشیم که فردا تاریخ از مقاومت ما بنویسد، تا نسلهای آینده بدانند در سیاهترین روزهای افغانستان، زنانی زیستند که از دل ستم و محرومیت، پلهایی به سوی روشنایی و پیروزی ساختند. قلم بشکند اگر ننویسد بر دختران در افغانستان چه گذشت.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه