در کوچهپسکوچههای شهر شلوغ و پراززدحام کابل، دختری به نام «دنیا» زندگی میکرد. او در میان مردمی روزگار میگذراند که باور داشتند رویاهای دختران، مانند پرندگانی هستند که زود خسته میشوند و ناچار به قفس برمیگردند. اما دنیا متفاوت بود؛ او زیاد حرف نمیزد و بیشتر در اعماق خیالات خویش سفر میکرد. نخستین بار، در […]
Read More