صبح زود بود؛ طوری که هنوز درخشش آفتاب به چشم نمیرسید و کوچههای خاموش و تاریک هنوز روشن نشده بودند. از خواب بیدار شدم و نگاهی به ساعت انداختم؛ دیدم دقایق به سرعت میگذشتند، اما تا ساعتِ کورسم زمان زیادی داشتم. بنابراین رفتم دست و صورتم را شستم، نمازم را خواندم، لباسم را تبدیل کردم […]
Read More