گذر زمان و نرسیدن به رویاهایم

هر روز ثانیه‌ها، دقیقه‌ها و ساعت‌ها در گذرند و هیچ تغییری در زندگی‌ام حس نمی‌کنم. وقتی صبح‌ها از خواب بلند می‌شوم، منتظر خبری هستم که چهار سال است به گوشم نرسیده؛ اما باز هم هر روز بی‌صبرانه منتظرم، ولی می‌بینم که هیچ تغییری وجود ندارد. هر روز میانِ فکر و سکوت قرار می‌گیرم. میانِ چراهای […]

Read More

زندگی صدیقه در سایه‌ی ازدواج اجباری

صدیقه از خانه‌ی دوست خود بیرون شد و با خداحافظی به طرفِ خانه‌ی خود آمد. خانه‌ی بهترین دوست و همصنفیِ مکتبش در کنارش بود. بعد از بسته شدنِ مکاتب، آن‌ها تنها مرهمِ همدیگر بودند و با هم حرف می‌زدند. از رویاهای‌شان، از موفقیتی که حالا دست‌نیافتنی شده بود و از روزهای خوشِ مکتب می‌گفتند. اندکی […]

Read More

اعتماد (۴۹) – مزاری؛ از زبان حذف تا مجاورت‌های ممکن

این یادداشت، به یک نحوی بخش دوم یادداشت قبلی است و در همان راستا به الگوی رهبری مزاری در مقابله با ریسک و بحران اشاره دارد. ماجراهایی که از آن‌ها یاد می‌کنم، ریسک در مسیر و بحران در بستر مقاومت غرب کابل را به صورت همزمان برجسته می‌سازند و نشان می‌دهند که مزاری با چه […]

Read More

رویا، قربانیِ کودک همسری شد

آستانه‌ی پانزده‌سالگی، معمولا آغاز دوره‌ی بلوغ و رشدِ یک دختر است؛ ولی در افغانستان اگر دختری پانزده‌ساله شود، دیگر او خانمی شده و وقتِ ازدواجش فرا رسیده است. اگرچه او کودکی بیش نیست؛ ولی از نگاهِ جامعه‌ی ما اگر دختری قد بکشد، دیگر از لحاظِ فیزیکی و عقلانی بالغ است. رویا که با مادر و […]

Read More

پول و ارزش آن در زندگی

می‌گویند جوانی باید فصل رویاها باشد؛ اما برای خیلی از ما، جوانی فصل حساب کردن هزینه‌ها و جنگیدن با بی‌پولی شده است. ذهنی که باید سرشار از امید و آرزو باشد، هر روز بیشتر درگیر نگرانی نان و زندگی می‌شود. ذهن ما در همین سن آن‌قدر درگیر مشکلات شده است که گاهی واقعاً از زندگی […]

Read More