پرده را پس میزنم (۲۲)؛ قصهی اسلامآباد (قسمت دوم)
زندگی در اسلامآباد، هر روز چهرهی تازهای از خود نشان میدهد. معجون جالب «بیم» و «امید» را اینجا بیشتر از هر زمانی دیگر تجربه میکنم. استادم در درسهای امپاورمنت گفته بود که «ترس» و «بیم»، هر دو بیانگر خطراند؛ اما…
بیشتر