دختر؛ نمادی از مهربانی و شجاعت

می‌خواهم بنویسم، از موجودی که مهربانی در وجودش نهادینه است، از کسی که لبخندش می‌تواند آرام‌بخش طوفان درون هر قلب ناآرامی باشد. دختر، تنها یک واژه نیست؛ مفهومی‌ست سرشار از زندگی، معنا، لطافت و قدرت است که همه‌چیز به زیبایی… بیشتر

دخترم؛ اما هدیه‌ام عروس شدن بود

من و قلمم، باز هم مثل همیشه، تصمیم داریم به سفری دور و دراز برویم؛ سفری که سرشار از ارزش‌ها و نمادهای عمیق زندگی است. امروز با شور و شوق عجیبی آغاز شد. صبح، وقتی چشم‌هایم را گشودم، نخستین چیزی… بیشتر

زمانی به نام من

من در زمانِ بی‌نام زندگی می‌کنم، در زمانی که نمی‌توانم نامی برایش انتخاب کنم. در زمانی زندگی می‌کنم که مردان جامعه‌ام می‌خواهند من و وجود مرا نابود کنند. حق و حقوقم در این زمان در حال ناپدید شدن است: صدایم،… بیشتر

آخرین روز مکتب

می‌خواهم از خاطره‌ای بنویسم که برایم همیشه تلخ و وحشتناک باقی مانده‌است و هرگز نمی‌توانم آن را از ذهنم بیرون کنم. طبیعت هم دست به دست ستم‌گران داده بود، در کنار زیبایی بی‌پایان و بی‌مانند خود، چهره‌ی پنهان و مرموزی… بیشتر

نوریه، دختر فروخته‌شده

زن یکی از مهم‌ترین اقشار هر جامعه است و نقش کلیدی در شکل‌گیری آن ایفا می‌کند؛ اما در جامعه سنتی افغانستان، زن را «سیاه‌سر» می‌نامند که اغلب با رفتاری که پشت این صفت نهادینه شده‌است، در سیاهی و سکوت فرو… بیشتر
میدیا \ جوانان