دختر بودن و سختیهای آن
بعدازظهر بود و وقت شام نزدیک میشد. از کورس رخصت شدم. امروز مسیرم با روزهای دیگر فرق داشت؛ قرار بود مستقیم به خانهی یکی از اعضای فامیل بروم، جایی که همهی خانواده پیشتر از من رسیده بودند. در این راه،…
بیشتر