وطن هنوز وطن است، فقط کمی رنگ می‌خواهد

دوباره ماه آگست شده است؛ ماه و تاریخی که هرگز نمی‌توانم فراموش کنم. دفترم را باز کردم، قلم را در دست گرفتم و شروع کردم به نوشتن… چهار سال گذشت، اما این چگونه دردی است که با گذشت این همه… بیشتر

خاطره‌ای از سقوط افغانستان

چند روزی بود که جنگ در مناطق مختلف افغانستان شدت گرفته بود و از هر سو خبر سقوط ساحه‌ها به دست طالبان می‌رسید. هرچند ترس، دلهره و وحشت داشتم از اینکه نکند کشورم سقوط کند، اما باز هم خودم را… بیشتر

آمدن طالبان، آمدن یک مهِ سیاه در زندگی من

روزی که طالبان افغانستان را به دست گرفتند، من در راهِ مکتب بودم و از هیچ چیزی خبر نداشتم. من صنف هفتم مکتبِ «چهل‌دختران» واقع در دشتِ برچیِ کابل بودم. من و دوستانم مثل روزهای معمولی، با شوخی و خنده… بیشتر

و هم‌چنان سقوط؛ روایتی از درد بی‌پایان مردم افغانستان

صبح پانزدهم اگست ۲۰۲۱، آسمان کابل به رنگ خاکستری درآمده بود؛ گویی خود طبیعت می‌دانست که امروز، روزی است که قلب میلیون‌ها انسان خواهد شکست. صدای پای سربازان طالبان بر سنگ‌فرش سرک‌ها، مانند ضربه‌های چکش بر تابوت آزادی بود. در… بیشتر

۱۵ اگست؛ روزی که آسمان وطن خاموش شد

صبح هرات مثل هر روز با صدای پرنده‌ها و رفت‌وآمد مردم آغاز شد. خورشید تازه از پشت کوه‌ها سر زده بود و شعاع‌های طلایی‌اش بر بام‌های خاکی خانه‌ها می‌تابید. دکان‌دارها کرکره‌ها را بالا می‌کشیدند، کودکان با کیف‌های مکتب‌شان شتابان از… بیشتر
میدیا \ جوانان