پدر همیشه هست!
روز جمعه بود. روزی که معمولاً بیکارم و آرام و ساکت در خانه مینشینم؛ اما با آنهم برایم حال و هوای دیگری داشت. امتحان ماهوار ما برگزار شد. مثل همیشه، سالن کورس از تمام دانشآموزان کلستر پر شده بود. چیزی…
بیشتر