پایان یک آغاز؛ به‌سوی آینده می‌روم

امروز، پس از چهار سال دوری از مکتب، دوباره ایستاده‌ام در جایی که صدای زنگ مکتب دیگر برایم غریبه شده بود. چهار سال بود که آن صدای آشنا و دلنشین را نشنیده بودم؛ اما امروز، صدای تشویق ده‌ها نفر را… بیشتر

و چهارمین سال هم می‌گذرد!

با آمدن نوروز و بهار نو، همه‌جا بوی تازگی، طراوت و شادمانی می‌گیرد، به‌جز قلب دختران در افغانستان؛ قلب دخترانی که با آمدن هر نوروز، زخم‌های دلش تازه می‌شود. گویی باز هم خنجر محرومیت و ستم، روح و روانش را… بیشتر

دیگر به کلمه‌ی «چانس» باور ندارم

نمی‌دانم چه چیزی بنویسم؛ «انا لله و انا الیه راجعون» یا «تبریک». فقط می‌توانم قصه‌ی خودم و خانواده‌ام را برای جنگل تعریف کنم، برای پرنده‌هایی که آن را با خود به آسمان ببرند و هرگز به زمین بازنگردانند، یا برای… بیشتر

«چرا من هم مانند سایر زنان، در کنار فرزندانم نباشم؟!»

امروز، پس از نماز، جمع‌وجور کردن خانه را آغاز کردم. بعد از انجام کارهای مهمی که در اولویت تقسیم اوقات روزمره‌ام قرار داشتند، هنوز غذا آماده نبود. در همین زمان، در میان باغچه‌ی حیاط خانه نشستم و مجذوب گل‌های تازه… بیشتر

همدلی از هم‌زبانی بهتر است

گاهی انسان‌ها جملات و کلماتی را می‌خوانند یا می‌شنوند که در همان لحظه، معنای عمیق‌شان را درک نمی‌کنند؛ اما با گذشت زمان، همان واژه‌ها طوری برایت معنا می‌یابند که گویی در گوشت و استخوانت حل شده‌است. دو سال پیش، در… بیشتر
میدیا \ جوانان