درد دوری، کمرِ پدر را شکست

سلام برادر عزیزم! حالت چطور است؟ شنیدم که امروز صبح به طرف مرز ترکیه حرکت کردی. دلم برایت یک ذره شده است؛ فقط کافی است صدایت را بشنوم تا اشک‌هایم بی‌اختیار بریزند. مدت یک هفته می‌شود که مادر ماتم سر… بیشتر

چرا هر بار او محکوم می‌شد؟

وقتی برای اولین بار مادر شد، همه منتظر بودند نوزاد را ببینند. قابله لبخند زد و گفت: «دختر است.» او با تمام خستگی زایمان، دختر کوچکش را در آغوش گرفت و بوسید. برایش مهم نبود دختر است یا پسر، فقط… بیشتر

تلاش کن تا بدرخشی!

تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا بعضی از انسان‌ها با وجود سختی‌های فراوان به موفقیت می‌رسند؛ اما بعضی دیگر خیلی زود دست از رویاهای خود می‌کشند؟ به نظر من، تفاوت در استعداد یا شانس نیست، بلکه در اراده، پشتکار،… بیشتر

پایان یک آغاز

زندگی مانند یک رود روان است؛ بی‌وقفه حرکت می‌کند و هرگز نمی‌ایستد. گاهی در دل این جریان بی‌پایان، لحظاتی پیش می‌آید که مانند یک برگ خشک میان جریان زندگی شناور می‌مانیم. در آن لحظات فکر می‌کنیم که پایان یافته‌ایم و… بیشتر

آرزوهای خاموش، پشت دیوارهای سکوت

زن و دختر در هر جامعه‌ای بخش مهمی از آینده‌ی آن جامعه را می‌سازند؛ اما وقتی ترس، محدودیت و نگرانی بر زندگی آنان سایه بیندازد، نه تنها آرزوهای یک فرد، بلکه امیدهای یک نسل آسیب می‌بیند. سال‌هاست که بسیاری از… بیشتر
میدیا \ جوانان