گرداب ناهمسان
هر بار که باران میبارد، مرا به یاد روزی میاندازد که از کوچهای میگذشتم؛ آن روز باران بیوقفه میبارید، آسمان تاریک بود و هر گوشهی آن حرفی برای گفتن داشت. آفتاب جایی پشت ابرهای سرگردان میدرخشید، ولی از دیدِ جهان…
بیشتر