رؤیایم را با سوزن میدوزم
پشت چرخ خیاطیام نشسته بودم. غرق در فکر و خیال، با هر سوزنی که بر روی تکههای رنگین فرود میآمد، رؤیا میبافتم. گاهی هم به گذشتههای نه چندان دوری که شاید فاصلهاش تقریباً پنج سال میشد میاندیشیدم. از روزی که…
بیشتر