یاد خاطره‌ی مکتبم

صبح زود از خواب بیدار شدم، نمازم را خواندم و در گروه پنج‌نفره‌ای که داریم پیام گذاشتم که: «امروز جلسه نیست، به تایم مکتب بیایید.» چون در این اواخر محدودیت‌ها برای دختران بیشتر شده بود، فکر می‌کردم شاید خانواده‌ها اجازه… بیشتر

مرگ ایوان ایلیچ؛ داستان مردی که دیر حقیقت زندگی را فهمید

کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته‌ی لئو تولستوی، یکی از آن کتاب‌هایی است که با وجود کوتاه بودن، حرف‌های بزرگی برای گفتن دارد. این داستان درباره‌ی مردی به نام ایوان ایلیچ است؛ مردی که از نظر دیگران زندگی موفقی دارد. او… بیشتر

رؤیایم را با سوزن می‌دوزم

پشت چرخ خیاطی‌ام نشسته بودم. غرق در فکر و خیال، با هر سوزنی که بر روی تکه‌های رنگین فرود می‌آمد، رؤیا می‌بافتم. گاهی هم به گذشته‌های نه چندان دوری که شاید فاصله‌اش تقریباً پنج سال می‌شد می‌اندیشیدم. از روزی که… بیشتر

در این دنیا به کی پناه ببریم؟

من در این دنیایی که نه کسی به هم اعتماد دارد، نه احساسی هست و نه حتی کمی به هم عشق می‌ورزند، تنها و سرگردان هستم. من در بین این‌همه آدم‌، خیلی متفاوت هستم. زندگی در بین این‌همه آدم که… بیشتر

دختر افغانستانی و رویای فوتبالیست شدن

دختری هستم در افغانستان و عاشق فوتبال. من گرچه در سنین پایین تلاش‌های زیادی برای ادامه‌ی فوتبال کردم؛ اما وقتی بزرگ‌تر شدم، دیگر نتوانستم آن را ادامه دهم. من طرفدار رونالدو هستم؛ چون گول زدن‌هایش، دریبل‌هایش خیلی شگفت‌انگیز و بی‌تعریف… بیشتر
میدیا \ جوانان